مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ذکرة


معنی ذکرة

ذکرة. [ ذُ رَ ] (ع اِمص ، اِ) صیت . شهرت . ذِکر. || یاد. ذکر مقابل نسیان ، فراموشی . || یاد کرد. (دهار). || پاره ای پولاد که بر تیر و جز آن باشد. || تیزی و جودت در مرد و شمشیر و جز آن . ذهبت ذکرةالسیف یا ذکرةالرجل ؛ رفت حدت شمشیر و تیزی و جلدی مرد.

معنی ذکرة- ترجمه ذکرة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ذکرة اینجا را کلیک کنید

هم معنی ذکرة


ترجمه ذکرة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ذکرة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ذکوة

ذکوة. [ ذَک ْ وَ ] (اِخ ) بیشه ای است شیرناک . مأسدةای است .

معنی ذکران

ذکران . [ ذُ ] (ع اِ) ج ِ ذَکر. مردان .

معنی ذکو

ذکو. [ ذَک ْوْ ] (ع مص ) ذکاء. ذک . سخت شدن زبانه ٔ آتش . || ذکو طیب ؛ پراکنده شدن بوی خوش . || ذکو شاة؛ گلو بریدن گوسفند. ذبح .

معنی ذکوانه

ذکوانه . [ ذَک ْ ن َ ] (ع اِ) زینه ٔ خرد. (منتهی الارب ). ج ، ذکاوین . و صاحب تاج العروس گوید: ذکاوین ، صغارالسرح . مترجم ترکی قاموس گوید: کوچک سرح آغاجلرینه دینور، ظاهراً پک متوقد اولد یغیچون . یعنی

معنی ذکران مرتوما

ذکران مرتوما. [ ] حسین خلف در برهان فقرات ذیل را که تقریباً نامفهوم است آورده است و لغت نویسان هند و جز آنان نیز که بعداز او بوده اند به متابعت او همان عبارات را نقل میکنند و آن این است : ذکران مرتوما

معنی ذکرالحکیم

ذکرالحکیم . [ ذِ رُل ْ ح َ ] (اِخ ) قرآن محکم . (دهار).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: