مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ذات العیص


معنی ذات العیص

ذات العیص . [ تُل ْع ِ ] (اِخ ) نام موضعی است . تغلبی گوید : سألت عنهم و قد سدت اباعرهم من ابین رحبة ذات العیص فالعدن . (معجم البلدان ).

معنی ذات العیص- ترجمه ذات العیص برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ذات العیص اینجا را کلیک کنید

هم معنی ذات العیص


ترجمه ذات العیص


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ذات العیص



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ذات العین

ذات العین . [ تُل ْ ع َ ] (ع اِ مرکب ) سلفینون . صریمةالجدی . عنبیة. فلومانن .

معنی ذات العین

ذات العین . [ تُل ْ ع َ ] (ع اِ مرکب ) علت چشم . (آنندراج ).

معنی ذات القرنیة

ذات القرنیة. [ تُل ْ ق َ نی ی َ ] (ع اِ مرکب ) التهاب قرنیّه .

معنی ذات القتاد

ذات القتاد. [ تُل ْق ُ ] (ع اِ مرکب ) نوعی از مار است . || (اِخ ) جایگاهی است به برسوی وادی به مدینة که میان دو کوه کوچک واقع است . (المرصع). || موضعی است بدانسوی فلج . (معجم البلدان در ذیل کلمه ٔ قتا

معنی ذات العین

ذات العین . [ تُل ْ ع َ ] (اِخ ) حمداﷲ مستوفی در نزهةالقلوب در ذیل عنوان و من واسط الی ثعلبیة گوید : از واسط تا شعشعة سی میل از او تا عیص سی و دو میل ، از او تا ذات العین بیست و شش میل از او تا شابیة

معنی ذات العنیق

ذات العنیق . [ تُل ْ ع ُ ن َ ] (اِخ ) آبی است نزدیک حاجر بر طریق حاجیان کوفه به مکه بر یک میلی نُشناش . شاعر گوید : الا تلکما ذات العنیق کأنّها عجوز نفی عنها اقاربها الدهر. واعرابی راست : رایت و اصح

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: