مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ضن


معنی ضن

ضن . [ ض َ نِن ْ ] (ع ص ) بیمار. گویند: ترکته ضنی ً و ضنیاً. (منتهی الارب ). ج ، اَضْناء.

معنی ضن- ترجمه ضن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ضن اینجا را کلیک کنید

هم معنی ضن

ضیغم: اسد، حیدر، شیر، غضنفر
غضنفر: اسد، حیدر، شیر، ضیغم


ترجمه ضن

اعتراضنامه: letter of protest
غضنفر: lion
ضن غالب: presumption
غضنفر: Ghazanfar


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ضن


پیش از آن کاین قبض زنجیرى شود *** این که دل گیرى است پا گیرى شود
رنج معقولت شود محسوس و فاش *** تا نگیرى این اشارت را به لاش‏
در معاصى قبضها دلگیر شد *** قبضها بعد از اجل زنجیر شد
نعط من أعرض هنا عن ذکرنا *** عیشه ضنکا و نجزی بالعمى‏
دزد چون مال کسان را مى‏برد *** قبض و دل تنگى دلش را مى‏خلد
او همى‏گوید عجب این قبض چیست *** قبض آن مظلوم کز شرت گریست‏
چون بدین قبض التفاتى کم کند *** باد اصرار آتشش را دم کند
قبض دل قبض عوان شد لاجرم *** گشت محسوس آن معانى زد علم‏
غصه‏ها زندان شده‏ست و چار میخ *** غصه بیخ است و بروید شاخ بیخ‏
بیخ پنهان بود هم شد آشکار *** قبض و بسط اندرون بیخى شمار


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ضمیم

ضمیم . [ ض َ ] (اِخ ) از قرای یمن بناحیه ٔ جهران از اعمال صنعاء. (معجم البلدان ).

معنی ضن ء

ضن ء. [ ض ِن ْءْ / ض َن ْءْ ] (ع اِ) اصل و جایگاه . گویند: هو فی ضن ء صدق . || کان . (منتهی الارب ). معدن .

معنی ضمیل

ضمیل . [ ض َ ] (ع ص ) خشک . ضامل . (منتهی الارب ).

معنی ضمیری

ضمیری . [ ض َ ] (اِخ ) کمال الدین حسین اصفهانی .از شعرای ظریف طبع ایران معاصر شاه طهماسب صفوی است و به گفته ٔ صاحب آنندراج گویا در اصفهان بلکه در ولایات دیگر بکثرت شعر او شاعری نیامده است . شش مثنوی ب

معنی ضناءة

ضناءة. [ ض ُ ءَ ] (ع اِ) ضناءة. ضرورت و حاجت . (منتهی الارب ).

معنی ضناء

ضناء. [ ض َ ] (ع مص ) ضَنی . بسیاربچه شدن زن . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter