مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ضباح


معنی ضباح

ضباح . [ ض ُ ] (ع اِ) بانگ روباه . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). || آواز دم اسب ، و آن غیر صهیل و غیر حمحمه است . || بانگ بوم . || (اِخ ) نام مردی . (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ضباح اینجا را کلیک کنید

هم معنی ضباح


ترجمه ضباح


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ضباح



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ضباث

ضباث . [ ض ُ ] (ع اِ) پنجه ٔ شیر. (منتهی الارب ). برثن .

معنی ضبارة

ضبارة. [ ض ُ رَ ] (اِخ ) پدر عمرو که دلاوری بود ربیعة را. (منتهی الارب ).

معنی ضبابی

ضبابی . [ ض ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به نام جدابی الحسن محمدبن سلیمان بن منصوربن عبداﷲبن محمدبن منصوربن موسی بن سعدبن مالک بن جابربن وهب بن ضباب الازرق . (سمعانی ). || منسوب است به ضباب که قومی است از

معنی ضباثیة

ضباثیة. [ ض ُ ثی ی َ ] (ع اِ) ذراع فراخ سطبر سخت . (از منتهی الارب ).

معنی ضباح

ضباح . [ ض ُ ] (اِخ ) جایگاهی است . (منتهی الارب ).

معنی ضباری

ضباری . [ ض َ ] (اِخ ) نام مردی است در رباب . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: