مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ضباح


معنی ضباح

ضباح . [ ض ُ ] (اِخ ) جایگاهی است . (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ضباح اینجا را کلیک کنید

هم معنی ضباح


ترجمه ضباح


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ضباح



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ضبارز

ضبارز. [ ض ُ رِ ] (ع ص ) مرد گرداندام استوارخلقت . (منتهی الارب ).

معنی ضبابی

ضبابی . [ ض ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به نام جدابی الحسن محمدبن سلیمان بن منصوربن عبداﷲبن محمدبن منصوربن موسی بن سعدبن مالک بن جابربن وهب بن ضباب الازرق . (سمعانی ). || منسوب است به ضباب که قومی است از

معنی ضبارمة

ضبارمة. [ ض ُ رِ م َ ] (ع ص ، اِ) ضُبارم . رجوع به ضُبارم شود.

معنی ضباث

ضباث . [ ض ُ ] (ع اِ) پنجه ٔ شیر. (منتهی الارب ). برثن .

معنی ضباب

ضباب . [ ض َ ] (ع اِ) نَزم . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).میغ نرم و آن بخاری باشدکه در زمستان در هوا پیدا گردد. (منتهی الارب ). نَژم . مِه . پاره میغ. ابرهای تُنُک . (منتخب اللغات ). ابرها که متصل بزمین شو

معنی ضبار

ضبار. [ ض ِ / ض ُ ] (ع اِ) کتابها (واحد ندارد). (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<