مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ضباب


معنی ضباب

ضباب . [ ض ُ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ضباب اینجا را کلیک کنید

هم معنی ضباب


ترجمه ضباب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ضباب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ضباح

ضباح . [ ض َب ْ با ] (اِخ ) ابن اسماعیل کوفی . محدّث است . (منتهی الارب ).

معنی ضباء

ضباء. [ ض َب ْ با ] (اِخ ) جایگاهی است . (معجم البلدان ).

معنی ضبار

ضبار. [ ض ِ / ض ُ ] (ع اِ) کتابها (واحد ندارد). (منتهی الارب ).

معنی ضباثم

ضباثم . [ ض ُ ث ِ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ).

معنی ضباب

ضباب . [ ض َ ] (ع اِ) نَزم . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).میغ نرم و آن بخاری باشدکه در زمستان در هوا پیدا گردد. (منتهی الارب ). نَژم . مِه . پاره میغ. ابرهای تُنُک . (منتخب اللغات ). ابرها که متصل بزمین شو

معنی ضباث

ضباث . [ ض ُ ] (ع اِ) پنجه ٔ شیر. (منتهی الارب ). برثن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: