مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یوزک


معنی یوزک

یوزک . [ زَ ] (اِمصغر) مصغر یوز. (برهان ). یوز شکاری کوچک . (ناظم الاطباء). به معنی یوزه است . (فرهنگ جهانگیری ). || سگ خرد. سگ بچه . (زمخشری ). سگ شکاری کوچک که شکاراز سوراخ بیرون کند. (لغت فرس اسدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). پارسیان سگی را که کوچک بود و صید را جوید و از سوراخ بیرون آرد یوزک خوانند به سبب جستن او صید را. (صحاح الفرس ). توله سگ شکاری . (از برهان ) (از انجمن آرا). سگ کوچک . (یادداشت مؤلف ) : چون یوزک قمی جهد از دست آهوان با دوستگان رودکس کفتار در برک . خاقانی (دیوان چ سجادی ص 781). || غلتیدن جانوران ماننداسب و جز آن بر روی خاک . (ناظم الاطباء). غلتیدن و مراغه کردن جانوران . (از برهان ) (از شعوری ج 2 ورق 449).و رجوع به یوز شود.

معنی یوزک- ترجمه یوزک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یوزک اینجا را کلیک کنید

هم معنی یوزک


ترجمه یوزک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یوزک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یوستی

یوستی . (اِخ ) نام خاورشناس معروف که کتاب نامنامه ٔ ایرانی (یا نامهای ایرانی ) از اوست و در آن اسامی و نسب دودمانهای اشکانیان و ساسانیان آمده است . (از مزدیسنا و ادب فارسی ص 248) (از ایران باستان ص

معنی یوزشیر

یوزشیر. (اِ مرکب ) قسمی از یوز که پدر یا مادر وی شیر باشد. (ناظم الاطباء).

معنی یوزنده

یوزنده . [ زَ دَ / دِ ] (نف ) سخت جهنده و خیزنده که جست وخیزی تند داشته باشد. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یوز و یوزیدن شود.

معنی یوزیدر

یوزیدر. [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج ، واقع در 45000گزی شمال باختر کامیاران ، بین گازرخانی و پالنگان ، با 208 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهن

معنی یوزغاد

یوزغاد. [ یُزْ ] (اِخ ) یوزقات . یکی از سنجاقهای پنجگانه ای است که ولایت آنکارا را تشکیل داده اند و آن شرقی ترین تمام سنجاقهاست . این سنجاق را به سه قضای یوزغاد، آق طاغ معدنی ، بوغازلیان تقسیم کرده ان

معنی یوزکیدن

یوزکیدن . [ زَ دَ ] (مص جعلی ) غلطیدن .مراغه کردن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یوز شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: