مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یعوره


معنی یعوره

یعوره . [ ی ُ رَ ] (اِخ ) از طایفه ٔ نصار منشعب است از قبیله ٔ بنی کعب در خوزستان . در جغرافیای سیاسی کیهان آمده است : «طایفه ٔ نصار منقسم به عشایر مختلف می شود، از آن جمله است یعوره و مفالی که در جزیرةالخضر و گسبه و کنار خلیج بوشهر زندگانی می کنند». (ص 91).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یعوره اینجا را کلیک کنید

هم معنی یعوره


ترجمه یعوره


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یعوره



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یغر

یغر. [ ی ُ غ ُ ] (ترکی ، ص ) مأخوذ از مصدر «یُغُرماق » ترکی به معنی خمیر کردن ، یا یوغن ترکی به معنی سطبر و کلفت و درشت و گنده و بی اندام و ناهموار. در تداول عامه ، ناتراشیده و ناخراشیده . سخت خشن .

معنی یغام

یغام . [ ی َ ] (اِ) غول بیابانی . (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از برهان ).

معنی یغلا

یغلا. [ ی َ/ ی ُ ] (اِ) یغلاوی . تاوه ای که در آن چیزی بریان کنند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ). به معنی یغلو باشد. (فرهنگ جهانگیری ). و رجوع به یغلاوی و یغلو شود.

معنی یغفر

یغفر. [ ی ُ ف َ ] (ع فعل ) بخشوده می شود. بخشودنی . - ذنب لایغفر ؛ گناه نابخشودنی . (یادداشت مؤلف ).

معنی یعور

یعور. [ ی َ ] (ع ص ) گوسفند بسیاربانگ . || گوسفند که گاه دوشیدن شاشد و شیر را از آن تباه سازد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی یعمور

یعمور. [ ی َ ] (ع اِ) یکی یعامیر. بزغاله . (منتهی الارب ) (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). یک بزغاله . (آنندراج ). || بچه میش . ج ، یعامیر. (ناظم الاطباء). بره . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<