مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یعقوب


معنی یعقوب

یعقوب . [ ی َ ] (اِخ ) میریعقوب یا یعقوبی . اصلش از قم و مولدش کاشان بود و پیشه ٔ خیاطی داشت . به سال 988 هَ . ق . درگذشت . از اشعار اوست : دوشینه یکی وصف جمال توادا کرد نادیده رخت مهر تو جا در دل ما کرد. (از صبح گلشن ص 615) (از فرهنگ سخنوران ). سیدیعقوب خیاط، متولد کاشان و متوفی به سال 988 هَ . ق . از شعرای قرن دهم هجری بود. بیت زیر بدو منسوب است : هر صدا کز کوه کندن تیشه ٔ فرهاد داد داد این معنی که از بیداد شیرین داد داد. (از مجمعالخواص ص 96). و رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یعقوب اینجا را کلیک کنید

هم معنی یعقوب


ترجمه یعقوب

یعقوب: Yaghub
یعقوب: Jacob


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یعقوب


یا چو بر درویش ایام زکات *** یا چو بر محبوس پیغام نجات‏
چون دم رحمان بود کان از یمن *** مى‏رسد سوى محمد بى‏دهن‏
یا چو بوى احمد مرسل بود *** کان به عاصى در شفاعت مى‏رسد
یا چو بوى یوسف خوب لطیف *** مى‏زند بر جان یعقوب نحیف‏
فایده‏ى دیگر که هر خشتى کز این *** بر کنم آیم سوى ماء معین‏
کز کمى خشت دیوار بلند *** پست‏تر گردد به هر دفعه که کند
پستى دیوار قربى مى‏شود *** فصل او درمان وصلى مى‏بود
سجده آمد کندن خشت لزب *** موجب قربى که وَ اسْجُدْ وَ اقترب‏
تا که این دیوار عالى گردن است *** مانع این سر فرود آوردن است‏
سجده نتوان کرد بر آب حیات *** تا نیابم زین تن خاکى نجات‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یعقوب عفوی

یعقوب عفوی .[ ی َ ع َف ْ ] (اِخ ) رجوع به یعقوب بن مصطفی ... شود.

معنی یعقوب

یعقوب . [ ی َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن عبدالمؤمن ، مکنی به ابویوسف . سومین از سلاطین موحدین مراکش و پسر عبدالمؤمن مؤسس آن سلسله بود. در سال 555 هَ . ق . در مراکش به دنیا آمد و با مرگ پدر به جای او نشست

معنی یعقوب رومی

یعقوب رومی . [ ی َ ب ِ ] (اِخ ) رجوع به یعقوب بن سیدعلی رومی شود. (یادداشت مؤلف ).

معنی یعقوب بیک

یعقوب بیک . [ ی َ ب َ / ب ِ ] (اِخ ) سلطان یعقوب ترکمانی ، پسر اوزون حسن . سومین فرمانروای طایفه ٔ آق قویونلو و پسر اوزون حسن بانی این سلسله بود. در زمان پدرش والی دیاربکر بود. پس از مرگ پدر از اطاعت

معنی یعقوب

یعقوب . [ ی َ ] (اِخ ) یعقوب میرزا، پسر بایزید سلطان استاجلو یا استجلو. از قوم قزلباش سر برافراشته و فکر نظم مدام مد نظر داشته . و به سال 950 هَ . ق . درگذشته است . رباعی زیر از اوست : خورشید فلک چو م

معنی یعقوب

یعقوب . [ ی َ ] (اِخ ) ابن یوسف . یکی از ملوک بنی مرین است که در مغرب فرمانروایی داشتند. وی ملقب به المنصور بود. در تاریخ 656 هَ . ق . در فاس جانشین برادر خود ابوبکر شد و مراکش را نیز ضبط کرد و بنابه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<