مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یزدگرد


معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد دوم ، پسر بهرام گور شانزدهمین پادشاه ساسانی ، بعد از پدر به تخت نشست و حملات هیاطله ، به ایالات شمال شرقی در ایران مجالی به او نداد که به رومیها بپردازد. در این اوان مذهب عیسوی در ارمنستان انتشار می یافت و یزدگرد میخواست آن را در مذهب زرتشتی نگاهدارد تا از ایران جدا نشود. اما خطی که میسروپ ارمنی اختراع کرده بود (397 م .) مبانی ملی ارامنه را محکم نموده آنها را به پافشاری تشویق می کرد. وزیر ایران مهرنرسی اعلامیه ای منتشر و اصول مذهب عیسوی را رد کرد. رؤسای روحانیان ارامنه ردی بر این رد نوشتند و بعد ارامنه شوریدند. در این موقع یزدگرد از جنگهایی که در مشرق هیاطله می نمود خلاصی یافته به ارمنستان شتافت و جنگ خونینی در آوارائیر درگرفت . سردارقشون ارامنه واردان مامی کنی کشته شد و رئیس روحانیین ارامنه با ده نفر از کشیشهای بزرگ اسیر شدند. پس از آن آرامش برقرار و آتشکده ها روشن گردید و برگشت مردم به مذهب زرتشتی از اینجا حاصل شد که مذهب عیسوی در میان مردم هنوز ریشه ندوانیده بود. از وقایع سلطنت یزدگرد عهدنامه ای است که با روم شرقی بست و به موجب آن تئودوس متعهد شد که رومیها استحکاماتی در نزدیکی حدود ایران بنا نکنند و نیز قبول کرد سالیانه مبلغی بپردازد تا دولت ایران یک ساخلو قوی در دربند (قفقاز کنار دریای خزر) نگاهدارد و نگذارد مردمان شمالی به طرف ایران و روم شرقی تجاوز کنند. یزدگرد در جنگهای خود با هیاطله بهره مندی بهرام گور را نداشت ولیکن باوجود این موفق شد که از تاخت و تاز آنها در حدود ایران جلوگیری کند. این جنگها از 443 تا 451 م . دوام داشت . (تاریخ ایران تألیف پیرنیا صص 201 - 202).

معنی یزدگرد- ترجمه یزدگرد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یزدگرد اینجا را کلیک کنید

هم معنی یزدگرد


ترجمه یزدگرد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یزدگرد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) سید علی آقا طباطبائی در سال 1350 هَ . ق . فوت کرد. از تألیفات او«وسائل مظفری » است که به طبع رسیده است . وی در مقبره ٔ شیخ ابوالفتوح در حضرت عبدالعظیم مدفون می باشد.

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) سید احمدبن سید محمد حسین اردکانی یزدی ، حکیم فاضل و فقیه و محدث قرن سیزدهم هجری و معاصر فتحعلی شاه و شیخ احمد احسایی بود. از تألیفات اوست : 1- انساب السادات یا شجرة الاولیاء (از

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) شیخ حسن یزدی ، مردی عالم و دانشمند بود. به عراق مهاجرت کرد و از محضر علما استفاده نمود و چون مردی انقلابی بود در قیام مشروطیت شرکت کرد. چندین دوره نیز در مجلس شورای ملی عضویت یاف

معنی یزدگردآباد

یزدگردآباد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) صاحب تاریخ قم ذیل اسامی دیه های قاسان دیهی به نام یزدگردآباد و دیه دیگری به نام مزرعه یزدگردآباد ضبط کرده است . (از تاریخ قم ص 138). از دیه های طسوج قاسان در قم . (تاریخ

معنی یزدخاست

یزدخاست . [ ی َ ] (اِخ ) یزدخواست . رجوع به یزدخواست و فهرست جغرافیای غرب ایران شود.

معنی یزدجردی

یزدجردی . [ ی َ ج ِ ] (ص نسبی ) منسوب به یزدجرد که نام چند تن از سلاطین ساسانی است . (از یادداشت مؤلف ). - تاریخ یزدجردی ؛ تاریخی که از جلوس یزدجرد سوم بر تخت پادشاهی آغاز شود. رجوع به یزدگردی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: