مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یزدگرد


معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) نام چندتن از سلاطین ساسانی است . (از یادداشت مؤلف ). نام چندتن از پادشاهان ایران بوده هریک لقبی داشته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی یزدگرد- ترجمه یزدگرد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یزدگرد اینجا را کلیک کنید

هم معنی یزدگرد


ترجمه یزدگرد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یزدگرد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یزدجرد

یزدجرد. [ ی َ ج ِ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان کاغه ٔ بخش دورود شهرستان بروجرد در 48 هزارگزی خاور دورود. سکنه ٔ آن 140 تن و آب آن از قنات است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) حسن بن حسین بن اسماعیل بن مرتضی حسینی یزدی . او راست : اکسیر الاخبار للاخیار الابرار چ بمبئی 1310 هَ . ق . (از معجم المطبوعات مصر).

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) شیخ حسن یزدی ، مردی عالم و دانشمند بود. به عراق مهاجرت کرد و از محضر علما استفاده نمود و چون مردی انقلابی بود در قیام مشروطیت شرکت کرد. چندین دوره نیز در مجلس شورای ملی عضویت یاف

معنی یزدلان

یزدلان . [ ی َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان واقع در 63 هزارگزی جنوب خاوری کاشان . سکنه ٔ آن 115 تن و آب آن از قنات است . راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایر

معنی یزدجرد

یزدجرد. [ ی َ ج ِ ] (اِخ )ابن مهبذان الکسروی ، کاتب در ایام معتضد خلیفه و ازکتب اوست : 1- کتاب فضائل بغداد و صفتها. 2- کتاب الدلائل علی التوحید من کلام الفلاسفة. (ابن ندیم ص 185).

معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد دوم ، پسر بهرام گور شانزدهمین پادشاه ساسانی ، بعد از پدر به تخت نشست و حملات هیاطله ، به ایالات شمال شرقی در ایران مجالی به او نداد که به رومیها بپردازد. در این اوان

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter