مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یزدگردآباد


معنی یزدگردآباد

یزدگردآباد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) صاحب تاریخ قم ذیل اسامی دیه های قاسان دیهی به نام یزدگردآباد و دیه دیگری به نام مزرعه یزدگردآباد ضبط کرده است . (از تاریخ قم ص 138). از دیه های طسوج قاسان در قم . (تاریخ قم ص 114).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یزدگردآباد اینجا را کلیک کنید

هم معنی یزدگردآباد


ترجمه یزدگردآباد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یزدگردآباد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد اول ، پسر شاهپور سوم در 399 م . به تخت نشست . در روایات ایرانی این شاه را گناهکار (بزه کار)، اثیم ، خوانده اند ولیکن مورخین خارجه میگویند که شاهی بود باصفات خوب و جوا

معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) نام چندتن از سلاطین ساسانی است . (از یادداشت مؤلف ). نام چندتن از پادشاهان ایران بوده هریک لقبی داشته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) شیخ حسن یزدی ، مردی عالم و دانشمند بود. به عراق مهاجرت کرد و از محضر علما استفاده نمود و چون مردی انقلابی بود در قیام مشروطیت شرکت کرد. چندین دوره نیز در مجلس شورای ملی عضویت یاف

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) پهلوان ابراهیم معروف به یزدی بزرگ فرزند غلامرضا یزدی (متولد یزد 1245 هَ . ق . متوفی دراول فروردین 1320 هَ . ق .) در سن 12 سالگی شروع به ورزش کرد. در سال 1266 هَ . ق . شب عید نورو

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) احمدبن مهران بن خالد یزدی ، مکنی به ابوجعفر از راویان بود و از عبیداﷲبن موسی و ابونعیم نخعی و جز آن دو از کوفیان خبر شنید و منکدری و احمدبن محمد مختار و جز آنان از او روایت دارند

معنی یزدخواست

یزدخواست . [ ی َ خوا / خا ] (اِخ ) نام قلعه ای است در اراضی ولایت فارس که به اصفهان اقرب است و آن را ایزدخواست گویند. سبب تسمیه اش را نوشته اند که لشکری بدانجا مقام کرده بودند چندان برف ببارید که بیشت

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: