مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یزدلان


معنی یزدلان

یزدلان . [ ی َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان واقع در 63 هزارگزی جنوب خاوری کاشان . سکنه ٔ آن 115 تن و آب آن از قنات است . راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی یزدلان- ترجمه یزدلان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یزدلان اینجا را کلیک کنید

هم معنی یزدلان


ترجمه یزدلان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یزدلان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یزدی بندی

یزدی بندی . [ ی َ ب َ ] (اِ مرکب ) دراصطلاح بنایان قسمی زینت در طاق . (یادداشت مؤلف ).

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) حسن بن حسین بن اسماعیل بن مرتضی حسینی یزدی . او راست : اکسیر الاخبار للاخیار الابرار چ بمبئی 1310 هَ . ق . (از معجم المطبوعات مصر).

معنی یزشن

یزشن . [ ی َ زِ ] (اِمص ) دعا. عبادت .ورد. (یادداشت مؤلف ) : ما ششگانه ٔ دیگر یزشن ها و نیرنگها که در دین از بهر این کار گفته است بجای آوریم . (مقدمه ٔ ارداویرافنامه ، ترجمه ٔ قدیم ). - یزشن کردن ؛

معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) نام چندتن از سلاطین ساسانی است . (از یادداشت مؤلف ). نام چندتن از پادشاهان ایران بوده هریک لقبی داشته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) پهلوان ابراهیم معروف به یزدی بزرگ فرزند غلامرضا یزدی (متولد یزد 1245 هَ . ق . متوفی دراول فروردین 1320 هَ . ق .) در سن 12 سالگی شروع به ورزش کرد. در سال 1266 هَ . ق . شب عید نورو

معنی یزدیون

یزدیون . [ ی َ دی یو ] (اِخ ) ج ِ یزدی . یزدیها. جماعتی از محدثانند. (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter