مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یزدلان


معنی یزدلان

یزدلان . [ ی َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان واقع در 63 هزارگزی جنوب خاوری کاشان . سکنه ٔ آن 115 تن و آب آن از قنات است . راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یزدلان اینجا را کلیک کنید

هم معنی یزدلان


ترجمه یزدلان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یزدلان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد دوم ، پسر بهرام گور شانزدهمین پادشاه ساسانی ، بعد از پدر به تخت نشست و حملات هیاطله ، به ایالات شمال شرقی در ایران مجالی به او نداد که به رومیها بپردازد. در این اوان

معنی یزدک

یزدک . [ ] (اِخ ) ابن شهریار الناخداه الرامهرمزی . او راست : کتاب عجائب الهند، و آن در سال 1886 م . در لیدن به مطبعه ٔ بریل به طبع رسیده است . (یادداشت مؤلف ) (از معجم المطبوعات مصر).

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) سید علی آقا طباطبائی در سال 1350 هَ . ق . فوت کرد. از تألیفات او«وسائل مظفری » است که به طبع رسیده است . وی در مقبره ٔ شیخ ابوالفتوح در حضرت عبدالعظیم مدفون می باشد.

معنی یزدگردی

یزدگردی . [ ی َ گ ِ ] (ص نسبی ) منسوب به یزدگرد که نام چندتن از پادشاهان ساسانی بود. (یادداشت مؤلف ). || یزدجردی : ماههای یزدگردی . (یادداشت مؤلف ). - تاریخ یزدگردی ؛ ایرانیان پیش از اسلام ، جلوس ه

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) سید احمدبن سید محمد حسین اردکانی یزدی ، حکیم فاضل و فقیه و محدث قرن سیزدهم هجری و معاصر فتحعلی شاه و شیخ احمد احسایی بود. از تألیفات اوست : 1- انساب السادات یا شجرة الاولیاء (از

معنی یزدی بندی

یزدی بندی . [ ی َ ب َ ] (اِ مرکب ) دراصطلاح بنایان قسمی زینت در طاق . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: