مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یزدجردیة


معنی یزدجردیة

یزدجردیة. [ ی َ ج ِ دی ی َ ] (ص نسبی ) یزدگردی . تاریخ منسوب به یزدجرد : در سنه ٔ اثنتین و ثلاثین یزدجردیة. (تاریخ قم ص 243). سنه ٔ اثنتین و مائه هجریه موافقه با سنه ٔ تسعین یزدجردیه ... (تاریخ قم ص 244). چون سنه ٔ تسع و تسعون هجریه موافقه با سنه ٔ سبع و ثمانین یزدجردیه و سنه ٔ سبع و ستین فارسیه درآمد یزدانفاذار از بهر مسکن ایشان دیه ممجّان نامزد و تعیین کرد.(تاریخ قم ص 244). رجوع به یزدگردی و یزدجردی شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یزدجردیة اینجا را کلیک کنید

هم معنی یزدجردیة


ترجمه یزدجردیة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یزدجردیة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یزدجرد

یزدجرد. [ ی َ ج ِ ] (اِخ ) نام چند نفر از پادشاهان ساسانی . (ناظم الاطباء). معرب یزدگرد است . (از برهان ) (یادداشت مؤلف ). از آن جمله است یزدجرد پسر شهریار آخرین پادشاه سلسله ٔ ساسانی : سرآمد کنون ق

معنی یزدگرد

یزدگرد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) یزدگرد سوم ، سی و پنجمین پادشاه ساسانی ، در سال 632 م . به تخت نشست . نسب اودرست معلوم نیست . طبری گوید که پسر شهریار (نوه ٔ خسرو پرویز) و از مادر زنگی بود و چون کسی را از خ

معنی یزدرود

یزدرود. [ ی َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین واقع در 42 هزارگزی شمال ضیأآباد. دارای 346 تن سکنه و آب آن از رودخانه ٔ نکی است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی

معنی یزدگردآباد

یزدگردآباد. [ ی َ گ ِ ] (اِخ ) صاحب تاریخ قم ذیل اسامی دیه های قاسان دیهی به نام یزدگردآباد و دیه دیگری به نام مزرعه یزدگردآباد ضبط کرده است . (از تاریخ قم ص 138). از دیه های طسوج قاسان در قم . (تاریخ

معنی یزدانی

یزدانی . [ ی َ ] (اِخ ) از قدمای شعرای زبان فارسی بوده و رادویانی در ترجمان البلاغه اشعار زیر را از او آورده است . (یادداشت مؤلف ) : از جود به سائل دهد اقلیم ز دشمن همواره به نوک قلم اقلیم ستانی

معنی یزدی

یزدی . [ ی َ ] (اِخ ) پهلوان ابراهیم معروف به یزدی بزرگ فرزند غلامرضا یزدی (متولد یزد 1245 هَ . ق . متوفی دراول فروردین 1320 هَ . ق .) در سن 12 سالگی شروع به ورزش کرد. در سال 1266 هَ . ق . شب عید نورو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: