مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی یاسر


معنی یاسر

یاسر. [ س ِ ] (اِخ ) ابن تنعم یکی از ملوک یمن است و ابوریحان در نسب او آرد: هواسعدبن عمروبن ربیعةبن مالک بن صبیح بن عبداﷲبن زیدبن یاسربن تنعم الحمیری . (آثار الباقیه ص 40). و رجوع به یاسر نیعم شود.

معنی یاسر- ترجمه یاسر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد یاسر اینجا را کلیک کنید

هم معنی یاسر

یاسر: 1 چپ، یسار 2 قمار، میسر 3 قمارباز، مقمر، ، یسیر
یسار: 1 چپ، میسره، یاسر 2 استطاعت، تمول، توانگری 3 شوم، نامیمون و یمین


ترجمه یاسر

یاسرعرفات: Yasir Arafat


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه یاسر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی یاسر

یاسر.[ س ِ ] (اِخ ) ابن ذی الاذعار. ابن خلدون گوید: مسعودی گفته است که ذوالاذعار از ملوک تبابعه ٔ یمن پیش از افریقش بن قیس بن صیفی بود و در عهد سلیمان علیه السلام با مغرب جنگید و بر آن بلاد دست یافت و

معنی یاسرة

یاسرة. [ س ِ رَ ] (اِخ ) پادشاهی از پادشاهان تبع. (منتهی الارب ).

معنی یاسر

یاسر. [ س ِ ] (اِخ ) ابن عمار از بزرگان سیستان بوده است . در تاریخ سیستان ذیل عنوان «اکنون یاد کنیم بعضی نامهای ایشان که از پس اسلام بزرگ گشتند و مردمان ایشان را بدانستند به فضل » آمده است : و زهیر نع

معنی یاسر

یاسر. [ س ِ ] (اِخ )ابن بلال مکنی به ابوالفرج وزیر. یاقوت ذیل ترجمه ٔ احوال نصربن عبداﷲبن مخلوف آرد: و به یمن رهسپار شد ودر سال 563 به شهر عدن رفت و در آنجا ابوالفرج یاسربن بلال وزیر را مدح کرد. (معجم

معنی یاسر نیعم

یاسر نیعم . [ س ِ ؟ ] (اِخ ) از پادشاهان تبع و خاندان حمیر است . (تاج العروس ). و صاحب مجمل التواریخ آرد: ملک یاسر نعیم بن شراحیل خمس و ثمانون سنه ، عم بلقیس بود و رعیت را عظیم نیکو داشتی [ و ] از ب

معنی یاسر

یاسر.[ س ِ ] (اِخ ) ابن سوید جهنی صحابی است . (تاج العروس )(از منتهی الارب ). رجوع به الاصابة جزء 5 ص 333 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: