مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ولدیان


معنی ولدیان

ولدیان . [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ولدیان بخش حومه ٔ شهرستان خوی واقع در 14500 گزی جنوب شوسه ٔ خوی به مرند، دارای 1252 تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ولدیان اینجا را کلیک کنید

هم معنی ولدیان


ترجمه ولدیان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ولدیان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ولعة

ولعة. [ وَ ل َ ع َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ والع، به معنی دروغ گوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی ولغان

ولغان . [ وَ ل َ ] (ع مص ) ولغ. ولوغ . به اطراف زبان آب خوردن سگ از ظرف یا درکردن زبان خود را در آن و جنبانیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به ولوغ و ولغ شود.

معنی ولرم

ولرم . [ وِ ل َ ] (ص ) در تداول ، نیمه گرم . آنچه بین گرم و سرد باشد. دارای حرارتی نزدیک به حرارت بدن انسان . توضیح اینکه این صفت را بیشتر برای مایعات و مشروبات گرم به کار میبرند هرچندکه ممکن است آن ر

معنی ولدآباد

ولدآباد. [ وَ ل َ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین . سکنه ٔ آن یکصد تن است . آب آن از دورشته قنات تأمین میشود و محصول آن غلات ، چغندرقند، باغات و شغل اهالی زراعت و صنایع دست

معنی ولدبیگی

ولدبیگی . [ وَ ل َ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان . همچنین نام طایفه ای است که در آن دهستان سکونت دارند. این دهستان از 22 آبادی تشکیل شده و سکنه ٔ دائمی آن در حدود 3000

معنی ولدیان

ولدیان . [ وَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های هفتگانه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان خوی که در قسمت جنوبی بخش قرار دارد. موقع آن کوهستانی و هوای آن معتدل و جمعیت آن بالغ بر 10200 تن و از 28 آبادی بزرگ و کوچک تشک

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: