مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وغبة


معنی وغبة

وغبة. [ وَ ب َ ] (ع ص ) مؤنث وَغب . (منتهی الارب ). رجوع به وغب شود.

معنی وغبة- ترجمه وغبة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وغبة اینجا را کلیک کنید

هم معنی وغبة


ترجمه وغبة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وغبة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وغل

وغل . [ وَ غ ِ ] (ع ص ) بدخورش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). مرد بدخورش . (ناظم الاطباء). || حرام زاده . دعی النسب . (اقرب الموارد).

معنی وغست

وغست . [ وَ غ َ ] (ص ) ظاهر و آشکار. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا).

معنی وغ زدن

وغ زدن . [ وَ زَ دَ ] (مص مرکب ) آواز کردن سگ . پارس کردن . عوعو کردن . || در تداول ، بی آتش و سرد بر سر اجاق یا سه پایه مانده بودن . (یادداشت مرحوم دهخدا): دیگ وغ زده . || نسبت طنز و استهزاء به سخن گ

معنی وغادة

وغادة. [ وَ دَ ] (ع مص ) سست خرد و فرومایه بودن . (اقرب الموارد). || سخت ناکس شدن . (تاج المصادر بیهقی ). وغادت .

معنی وغزن

وغزن . [ وُ زُ ] (اِ) گورستان و زمینی که در آن مرده دفن میکنند. (ناظم الاطباء). ظاهراً دگرگون شده ٔ مرغزن باشد.

معنی وغر

وغر. [ وَ غ َ ] (ع مص ) پر شدن سینه از خشم و کینه و برافروختن از خشم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ) کینه و دشمنی . (منتهی الارب ). || بانگ و خروش لشکر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: