مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وسط


معنی وسط

وسط. [ وُ س َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ وُسطی ̍. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وسطی ̍ شود.

معنی وسط- ترجمه وسط برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وسط اینجا را کلیک کنید

هم معنی وسط

بین : 1 میان و ابتدا، انتها 2 مرکز، وسط و آغاز، انتها 3 اثنا 4 فاصله
پادرمیانی: توسط، شفاعت، مداخله، میانجیگری، وساطت
شفاعت: 1 توسط، خواهشگری 2 مداخله، میانجیگری، وساطت 3 عفوخواهی 4 التماس، خواهش
صمیم: 1 خالص، محض 2 بی‌آلایش، پاک، صمیمی، ناب 2 میان، وسط و ناسره
طرفین : دوطرف، دوجانب، دوسوی و وسطین


ترجمه وسط

وسط روز: noon
وسط روز: noonday
بتوسط: by
توسط: by
توسط: by means of
وسط: center


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وسط

سخن نیچه: عشق شاید طبیعی ترین و خودجوش ترین تجلی خودخواهی انسان باشد. این برداشت عامیانه باید توسط كسانی انجام شده باشد كه كامروا نشده و چیزی جز اشتیاق در تملك خود نداشته اند؛ این عده احتمالاً همیشه زیاد بوده اند.
سخن نیچه: فرد خلوت نشین می گوید كه حقیقت در كتابها نیست و فیلسوف آن را پنهان می كند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن؛ چون می داند كسانی كه او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج كشیدن در دنیا دچار خواهند شد.
سخن حضرت محمد (ص): ای انسان! آن (مقدار)‌ كه تو را كفایت می‌كند، در اختیار داری (ولی)‌ چیزی كه تو را به طغیان (‌و ستم) می‌رساند، طلب می‌كنی. ای انسان! نه به كم راضی می‌شوی و نه به زیاد، سیر می‌شوی. (‌در این روایت، طبیعت انسان، توسط پیامبر تشریح شده است.)
سخن اریك نیوتن: درون [هر] چارچوب، دنیایی ابدی توسط شخص دیگری آفریده شده است كه از هر شائبه ی فنا به دور است؛ دنیایی كه جریان ازلی علت و معلول، یا رنج و شادی را در آن راهی نیست.
سخن ماركوس اوریلیوس: زندگی هر فردی توسط افكارش ساخته خواهد شد.

از خضر درویش هم میراث داشت *** در جواب شیخ همت بر گماشت‏
گفت راه اوسط ار چه حکمت است *** لیک اوسط نیز هم با نسبت است‏
آب جو نسبت به اشتر هست کم *** لیک باشد موش را آن همچو یم‏
هر که را باشد وظیفه چار نان *** دو خورد یا سه خورد هست اوسط آن‏
ور خورد هر چار دور از اوسط است *** او اسیر حرص مانند بط است‏
هر که او را اشتها ده نان بود *** شش خورد مى‏دان که اوسط آن بود
چون مرا پنجاه نان هست اشتهى *** مر ترا شش گرده هم دستیم نى‏
تو به ده رکعت نماز آیى ملول *** من به پانصد در نیایم در نحول‏
آن یکى تا کعبه حافى مى‏رود *** و آن یکى تا مسجد از خود مى‏شود
آن یکى در پاکبازى جان بداد *** وین یکى جان کند تا یک نان بداد


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وسط

وسط. [ وَ ] (ع مص ) در میان شدن . (تاج المصادر بیهقی ). نشستن در میان قوم و در میان شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): وسطهم وسطاً و سطةً، بروزن عدة؛ نشست میان ایشان و در میان شد. (من

معنی وسد

وسد. [ وُس ْ س َ ] (اِ) بُسَّد. مرجان . (فرهنگ اسدی ) (ناظم الاطباء). مرجان باشد، وآن جوهری است معروف . معدن آن از سه موضع بیرون نیست ، اول طونس که شهری است از مغرب بر ساحل دریا و در حوالی آن شهر و سا

معنی وسفونجرد

وسفونجرد. [ ] (اِخ ) دهی از دهستان وزوا از بخش دستجردشهرستان قم در 6 هزارگزی قاهان . کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن 468 تن . آب آن از قنات و محصول آنجا غلات ، بنشن ، عناب ، توت ، گردو، بادام و شغل

معنی وسعت

وسعت . [ وُ ع َ ] (ع اِمص ) وسعة. فراخی . (غیاث اللغات ). گشادی و فراخی و گنجایش و پهنایی و ظرفیت . (ناظم الاطباء) : نه وسعت در درون مور آری نه از عالم سر موئی بریدن . ناصرخسرو. رجوع به وسعة شود.

معنی وسج

وسج . [ وُ س ُ ] (ع اِ) ج ِ وساج . (المنجد). رجوع به وساج شود. || ج ِ وسوج . (اقرب الموارد). رجوع به وسوج شود.

معنی وسد

وسد. [ وُ س ُ ] (ع اِ) وسائد. ج ِ وساد، به معنی بالین و نازبالش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: