مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وسطر


معنی وسطر

وسطر. [ ] (اِخ ) دهی است جزو بخش شهریار شهرستان تهران ، جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن 149 تن . آب آن از قنات و محصول آنجا غلات ، چغندرقند، باغات انگور و شغل اهالی زراعت است . تپه ای از آثار قدیم در اراضی آن دیده میشود. راه مالرو دارد و از طریق علیشاه عوض و فردوس میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی وسطر- ترجمه وسطر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وسطر اینجا را کلیک کنید

هم معنی وسطر


ترجمه وسطر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وسطر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وسد

وسد. [ وُ س ُ ] (ع اِ) وسائد. ج ِ وساد، به معنی بالین و نازبالش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).

معنی وسخناک

وسخناک . [ وَ س َ ] (ص مرکب ) چرکین . (ناظم الاطباء).

معنی وسکردن

وسکردن . [ وَ ک َ دَ ] (مص ) تنحیب ؛ وسکردن در کار. و منه التنحیب و هو شدة القرب للماء. (تاج المصادر).

معنی وسط

وسط. [ وَ س َ ] (ع ص ، اِ) چیزی که میانه باشد، یعنی متوسط بود در طول و قصر و فربهی و لاغری و دیگر کیفیات . (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ). معتدل . (اقرب الموارد): شی ٔوسط؛ چیزی میانه ، نه زشت نه نیکو.

معنی وسکرده

وسکرده . [ وَ ک َ دَ / دِ ] (ص ) همان وشکرده است یعنی چست و چالاک و محال [ مآل ] اندیش . (انجمن آرا). شخصی را گویند که کارها را زود و جلد و چست کند، و به کسر اول هم به این معنی و هم شخصی جلد و چابک و

معنی وسق

وسق . [ وَ ] (ع مص ) گرد کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ). گرد کردن چیزی و بار نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و از این معنی است قول خداوند : و اللیل و ما

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: