مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وباغة


معنی وباغة

وباغة. [ وَب ْ با غ َ ] (ع اِ) کون و اِست . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): کذبت وباغته ؛ ای ضرط. (از منتهی الارب ) (آنندراج )؛یعنی تیز داد. (ناظم الاطباء). رجوع به وباعة شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وباغة اینجا را کلیک کنید

هم معنی وباغة


ترجمه وباغة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وباغة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وبرة

وبرة. [ وَ ب ِ رَ ] (ع ص ) مؤنث وَبِر و آن به معنی پشمناک از شتر و خرگوش و غیره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتر ماده ٔ پشمناک . (ناظم الاطباء).

معنی وبر

وبر. [ وَ ب َ ] (ع اِ) جانوری است . (منتهی الارب ). جانوری است شبیه به گربه ٔ کبود و لیکن دم ندارد و از پوستش پوستین سازند و نرم و لطیف است . (برهان ) (از انجمن آرا). و آن را به فارسی ونگ گویند و به ت

معنی وباطة

وباطة. [ وَ طَ ] (ع مص ) وبط. وبوط. سست رأی گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).سست شدن . (ناظم الاطباء). رجوع به وبط و وبوط شود.

معنی وبال

وبال . [ وَ ] (ع مص ) وبالة. وبل . وبول . ناگوارد و گران گردیدن چراگاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به وبالة شود.

معنی وباص

وباص . [ وَب ْ با ] (ع ص ) درخشان رنگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). براق اللون . (از اقرب الموارد). || (اِ) ماه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قمر. (از اقرب الموارد).

معنی وبائی

وبائی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به وباء: سال وبائی . || مبتلا به وبا.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<