مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وباء


معنی وباء

وباء. [ وَب ْءْ ] (ع مص ) آماده کردن . || اشاره کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اشارت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || آرزومند و مایل گردیدن . (منتهی الارب ): وبأت ناقتی الیه ؛ آزمند و مایل گردید ماده شتر من به سوی آن . (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وباء اینجا را کلیک کنید

هم معنی وباء


ترجمه وباء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وباء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وبا

وبا. [ وَ ] (ع اِ) بیماری عام که آن را مرگامرگی گویند. (دهار) (صراح ) (کشاف اصطلاحات الفنون ). مرگ عام که به سبب فساد هوا به هم رسد. (آنندراج ). پزشکان گفته اند: وبا تباهی باشد که عارض جوهر هوا گردد و

معنی وباطة

وباطة. [ وَ طَ ] (ع مص ) وبط. وبوط. سست رأی گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).سست شدن . (ناظم الاطباء). رجوع به وبط و وبوط شود.

معنی وبت

وبت . [ وَ ] (ع مص ) اقامت کردن . (از اقرب الموارد) (المنجد). جای گرفتن و مقیم شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی وباسک

وباسک . [ وَ س َ ] (اِ) خمیازه و دهن دره و آن را به عربی ثوبا خوانند. (آنندراج ). || (ص ) خمیازه کشنده و آنکه خمیازه می کشد. (از ناظم الاطباء).

معنی وبارة

وبارة. [ وِ رَ ] (ع اِ) ج ِ وَبر و آن جانوری است .(ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). رجوع به وبر شود.

معنی وب

وب . [ وَب ب ] (ع مص ) آماده شدن به حمله کردن در جنگ و فعل آن از باب ضرب است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). مهیا شدن جنگ را.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<