مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی واقیة


معنی واقیة

واقیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث واقی است به معنی نگاهدارنده و دافع. ج ، اواقی [ در اصل وواقی است در اجتماع واوین نخستین قلب به الف شده است ] و واقیات . رجوع به واقی شود. || (مص ) نگه داشتن . (از منتهی الارب ). رجوع به وقایة و وقی شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد واقیة اینجا را کلیک کنید

هم معنی واقیة

مواقیت : میقات‌ها


ترجمه واقیة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه واقیة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی واکس زنی

واکس زنی . [ زَ ] (حامص مرکب ) عمل واکس زن . || (اِ مرکب )جائی که در آن کفش را واکس زنند. محل کار واکس زن .

معنی واقوصه

واقوصه . [ ص َ ] (اِخ ) نام وادئی در سرزمین شام که در جنگ یرموک رومیان در آنجا فرود آمدند و با مسلمین جنگیدند. رجوع به معجم البلدان و تاریخ اسلام ص 244 شود.

معنی واکاویدن

واکاویدن . [ دَ ] (مص مرکب ) جستجو کردن . تفحص نمودن . تفتیش کردن . (ناظم الاطباء). کاوش . جستجو. تفحص . (آنندراج ). بازکاویدن . بحث و فحص کردن . - واکاویدن از ؛ پژوهیدن از. (یادداشت مؤلف ). || در عب

معنی واقیات

واقیات . (ع ص ، اِ) جمع واقیة است . رجوع به واقیه شود.

معنی واقی

واقی . (ع ص ) نگاه دارنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). حافظ. صائن . نگهبان . || حامی . (غیاث اللغات ). || دافع. (از اقرب الموارد). مانع. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)

معنی واقول

واقول . [ ق َ ] (اِ مرکب ) وادنگ .دبه . نکول . انکار پس از اقرار. رد. نکول پس از قبول . بازگشتن از گفتار و وعده ٔ خود. (یادداشت مؤلف ). - واقول آوردن ؛ پس از اعتراف انکار کردن . دبه درآوردن . واقول

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: