مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وارچین


معنی وارچین

وارچین . (اِخ ) نام محلی کنار راه اصفهان به سلطان آباد میان عباس آباد و گردنه کوخ در 24350 گزی اصفهان .

معنی وارچین- ترجمه وارچین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وارچین اینجا را کلیک کنید

هم معنی وارچین

سفت‌کاری : پی‌سازی، دیوارسازی، دیوارچینی و نازک‌کاری


ترجمه وارچین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وارچین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وارث

وارث . [ رِ ] (اِخ ) (زیارت ...) نام زیارت نامه ای در زیارت حضرت حسین بن علی علیه السلام . (مؤلف ).

معنی وارث بن کعب

وارث بن کعب . [ رِ ث ِ ن ِ ک َ ] (اِخ ) خروصی محمدی ، متوفی در 192 هَ . ق . (مطابق 808 م .) از ائمه ٔ اباضیه درعمان بود. وی نخستین کسی بود از بنی خروص که به امارت رسید. امامت او به سال 179 هَ . ق . بو

معنی وارخد

وارخد. [ رَ ] (ص ) کاهل . تنبل . (برهان ) (آنندراج ). || گدا و مفلس . (ناظم الاطباء). || مرد لوند را گویند. (جهانگیری ).

معنی وارثی

وارثی . [ رِ ] (اِخ ) اردبیلی . صاحب تذکره ٔ صبح گلشن درباره ٔ او چنین آرد: وارثی اردبیلی متروکات شعراء سلف را خلفی وارث بوده و دیار سخن را خامه ٔ سنجیده طرازش بکمال آسانی پیموده : از اوست : وارثی را

معنی وارد شدن

وارد شدن . [ رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رسیدن . (ناظم الاطباء). واصل شدن . اندرآمدن . درآمدن . ورود کردن . فروشدن . داخل گشتن . (از یادداشتهای مؤلف ). داخل شدن . || مطلع شدن . || فرود آمدن . وارد آمدن ضر

معنی وارد ساختن

وارد ساختن . [ رِ ت َ ] (مص مرکب ) وارد کردن . وارد آوردن . فرود آوردن . || مطلع کردن . آگاهانیدن . واقف ساختن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: