مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وارنا


معنی وارنا

وارنا. (اِخ ) نام روستایی در گیلان . (از جغرافیای سیاسی ایران کیهان ص 263).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وارنا اینجا را کلیک کنید

هم معنی وارنا


ترجمه وارنا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وارنا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وارهة

وارهة. [ رِ هََ ] (ع ص ) دار وارهة؛ یعنی واسعة. (اقرب الموارد) (متن اللغة). سرای فراخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ابر پرباران . || شترماده ٔ پرپیه . (از متن اللغة).

معنی وارهاندن

وارهاندن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) وارهانیدن . آزاد کردن . خلاص کردن . رها کردن . بازرهانیدن . نجات دادن . خلاص بخشیدن : بزن برق وار آتشی در جهان جهان را ز خود واره و وارهان . نظامی . کشد گرگ از یکی

معنی واره دادن

واره دادن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) (... شیر) به نوبت دادن شیر به هم . رسم است در بعضی نقاط که همه ٔ آنان که شیر اندک دارند به نوبت آنچه را که در یک روز از گوسفندان یا گاوان آن نقطه به دست می آید به

معنی وارو

وارو.(اِ) مقابل رو. پشت . عکس . (از یادداشتهای مؤلف ). - وارو زدن در کاری ؛ بعکس آن رفتار کردن . بخلاف آن رفتن . جهت مقابل آن برگزیدن . || واروک . زگیل . رجوع به واروک شود.

معنی وارن

وارن . [ رُ] (اِخ ) شاعر و نویسنده ٔلاتینی (27 - 116 ق . م .) متولد ردت . وی بسبب داشتن اطلاعات جامع و وسیع بزرگترین دانشمند عصر خویش بود. از آثار مهم او بجز سه کتاب درباره ٔ اقتصاد روستایی چیزی د

معنی وارموک

وارموک . (اِ) به لغت تنکابن قنفذ است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<