مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وارموک


معنی وارموک

وارموک . (اِ) به لغت تنکابن قنفذ است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وارموک اینجا را کلیک کنید

هم معنی وارموک


ترجمه وارموک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وارموک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی وارموند

وارموند. [ م ُ ] (اِخ ) نام ناشری که در 1889 م . نمایشهای میرزا جعفر قراچه داغی را در وین و لایپزیک به طبع رسانید. (تاریخ ادبیات ایران ادوارد براون ج 4 ترجمه ٔ رشید یاسمی ص 310).

معنی وارن

وارن . [ رُ ] (اِخ ) ترنتیوس کنسول روم در قرن سوم ق . م . و همکار پل امیل بود. وی به سال 216ق . م . با آنیبال سردار کارتاژی در کان نبرد کرد و در آن کارزار شکست خورد.

معنی وارمة

وارمة. [ رِ م َ ] (ع ص ) مؤنث وارم . رجوع به وارم شود.

معنی وارنه

وارنه . [ ن َ ] (اِخ ) بندری است در بلغارستان در کنار دریای سیاه . رجوع به وارنا شود.

معنی وارم

وارم . [ رِ ] (ع ص ) باد کرده از مرض . ورم کرده ازبیماری . (از اقرب الموارد). آماس کننده و آماسیده . (ناظم الاطباء). پف کرده . ورم کرده . متورم . || آماس دردناک و موجع. (ناظم الاطباء). || شجر وارم ؛ ی

معنی وارکه

وارکه . [ ] (اِخ ) نام موضعی است در آسیای غربی که تی لُر و نفتوس انگلیسی دو شهر قدیم از سومر «اور» و «اِرِخ » را از زیرتپه های آن کشف کردند. (تاریخ ایران باستان ص 54).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<