مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وارموند


معنی وارموند

وارموند. [ م ُ ] (اِخ ) نام ناشری که در 1889 م . نمایشهای میرزا جعفر قراچه داغی را در وین و لایپزیک به طبع رسانید. (تاریخ ادبیات ایران ادوارد براون ج 4 ترجمه ٔ رشید یاسمی ص 310).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وارموند اینجا را کلیک کنید

هم معنی وارموند


ترجمه وارموند


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وارموند



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی واره

واره . [ رَ / رِ ] (پسوند) وار. شبه . مانند. نظیر. (آنندراج ). در کلمات فغواره ، گاهواره ، ماهواره : بدان طفل مانم که هنگام خواب به گهواره ٔ خوابش آید شتاب . نظامی . || پسوند آلت مانند گوشواره ،

معنی وارگ

وارگ . [ رِ ] (اِخ ) قبیله ای است در اسکاندیناو، آنان در نیمه ٔ دوم قرن نهم میلادی به داخل روسیه نفوذ کردند و فنلاندیها و اسلاویها را مطیع خویش ساختند. رئیس آنان روریک لقب دوک کبیر را یافت ودولت

معنی وارموک

وارموک . (اِ) به لغت تنکابن قنفذ است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی وارنگ

وارنگ . [ رَ ] (اِ) خیار بزرگ و معوج . || ترنج و لیموی بزرگ . || درخت نارنج . (ناظم الاطباء). || در ترکیب رنگ وارنگ کلمه به معنی رنگارنگ ، رنگ بارنگ ، رنگ رنگ است . || وارنگ در ترکیب وارنگ زدن ، عکس ،

معنی وارنا

وارنا. (اِخ ) نام روستایی در گیلان . (از جغرافیای سیاسی ایران کیهان ص 263).

معنی وارم

وارم . [ رِ ] (ع ص ) باد کرده از مرض . ورم کرده ازبیماری . (از اقرب الموارد). آماس کننده و آماسیده . (ناظم الاطباء). پف کرده . ورم کرده . متورم . || آماس دردناک و موجع. (ناظم الاطباء). || شجر وارم ؛ ی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: