مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی وارد آوردن


معنی وارد آوردن

وارد آوردن . [ رِ وَ دَ ] (مص مرکب ) فرود آوردن . وارد ساختن . - وارد آوردن ضربه بر چیزی ؛ زدن ضربه بر آن .

معنی وارد آوردن- ترجمه وارد آوردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد وارد آوردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی وارد آوردن

مضرت رساندن : 1 آسیب رساندن، گزند رساندن، صدمه زدن 2 ضرر زدن، زیان وارد آوردن


ترجمه وارد آوردن

اهانت وارد آوردن: offend
وارد آوردن: impose
خسارت وارد آوردن: damage


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه وارد آوردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی واردان

واردان . (اِ) جوال و غرار. (ناظم الاطباء) (شعوری ). || وردنه . (ناظم الاطباء). واردن . رجوع به وردنه شود.

معنی وارد ساختن

وارد ساختن . [ رِ ت َ ] (مص مرکب ) وارد کردن . وارد آوردن . فرود آوردن . || مطلع کردن . آگاهانیدن . واقف ساختن .

معنی وارد

وارد. [ رِ ] (اِخ ) (شیخ محمدی ...) زادگاهش پتیاله ٔ هند و شاعری تیزفهم و نکته سنج بود و خواهرزاده ٔ نورالعین واقف است و در جوانی درگذشت . این ابیات از اوست : در چمن دوش بیاد تو قیامت میکرد ناله ٔ بلب

معنی واردات

واردات . [ رِ ] (اِخ ) (یوم ...) وقعه ای است بین بکر و تغلب و در آن بحیربن الحارث بن عیادبن مُرَة کشته شد و مهلهل درباره ٔ آن گفته است : اَلیلتنا بذی حُسم انیری اذا انت انقضیت فلاتحوری فان یک بالذن

معنی وارس

وارس . [ رِ ] (ع ص ) برگ زرد. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). برگ زرد شونده . (آنندراج ).

معنی وارثی

وارثی . [ رِ ] (ص نسبی ) منسوب به وارث .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: