مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تهییل


معنی تهییل

تهییل . [ ت َ ] (ع مص ) فروریختن خاک و ریگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تهییل- ترجمه تهییل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تهییل اینجا را کلیک کنید

هم معنی تهییل


ترجمه تهییل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تهییل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تهییت

تهییت . [ ت َ ] (ع مص ) کسی را به بانگ خواندن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بانگ کردن و خواندن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تو

تو. [ ت َ / تُو ] (اِ) بمعنی تاب است که تابش آفتاب و امثال آن باشد. (برهان ) (آنندراج ). تاب که از تافتن مشتق است . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). تابش ، مانند تابش آفت

معنی تهییخ

تهییخ . [ ت َ ] (ع مص ) زیادت کردن چربش را در هریسه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || برانگیختن تکه را بر آلیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).

معنی تهییی

تهییی ٔ. [ ت َ ] (ع مص ) تهیئة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). راست و نیکو کردن کار را. (ناظم الاطباء). رجوع به تهیئة شود.

معنی توآت

توآت . (اِخ ) مجموعه ای از واحه های صحرای مرکزی افریقا که درجنوب غربی لاغوآت (بلوکی در الجزایر) واقع است . این واحه ها از سال 1901 م . بوسیله ٔ فرانسویها اشغال گردیده است . (از لاروس ). رجوع به قامو

معنی تهییج

تهییج . [ ت َ ] (ع مص ) برانگیختن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار)(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). برآغالیدن . برآغالانیدن . افژولیدن . انگیختن . (یادداشت بخط مرحوم ده

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: