مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تمام صورت


معنی تمام صورت

تمام صورت .[ ت َ رَ ] (ص مرکب ) تمام خلقت . بی نقص در اندام : مردمانی اند تمام صورت و بزرگ استخوان و مجعدموی و طبع ددگان و بهائم دارند و سخت سیاه اند. (حدود العالم ). بزرگان چون با زنی یا کنیزکی نزدیکی خواستندی کردن کمر زرین برمیان بستندی و زن را فرمودندی تا پیرایه برخویشتن کردی . گفتندی چون چنین کنی فرزند دلاورآید و تمام صورت و نیکوروی و خردمند. (نوروزنامه ).

معنی تمام صورت- ترجمه تمام صورت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تمام صورت اینجا را کلیک کنید

هم معنی تمام صورت


ترجمه تمام صورت


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تمام صورت



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تمامتی

تمامتی . [ ت َ م َ ] (ق ، اِ) تمامت . جملگی . همه : بعد از آن تمامتی اصفهان و تمامتی اهواز و... بسیاری دیگر از شهرها فتح کرد. (تاریخ قم ص 294). رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی تمامت

تمامت . [ت َ م َ ] (از ع ، ق ، اِ) جملگی . همه . همگی : سیصد مرد را از اصفهبدان و بزرگان ، و تمامت هزار مرد مبارز برگزید. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 79). و تمامت قبایل لشکر او شدند. (جهانگشای جوینی ). و

معنی تمانی

تمانی . [ ت َ ] (ع مص ) به انگشت برآوردن چیزی که خواهد و شخص دیگر مثل آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مخارجة شود.

معنی تمام اندیش

تمام اندیش . [ ت َ اَ ] (ص مرکب ) که وسعت اندیشه دارد. که تمام جوانب کار را در نظر آرد : هم قوی رای و هم تمام اندیش کارها راشناخته پس و پیش . نظامی .

معنی تمامیر

تمامیر. [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تُمَّرَة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تمرة شود.

معنی تمام رس

تمام رس . [ ت َ رَ ] (ن مف مرکب ) مقابل نارس . (آنندراج ). تمام رسیده . کاملاً رسیده : تمام رس نبود باده ای که کف دارد که عیب دار بود گوهری که تف دارد. صائب (از آنندراج ). رجوع به تمام و دیگر ترکیب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: