مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تقوم


معنی تقوم

تقوم . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) راست شدن . (آنندراج ) (اقرب الموارد). یقال : قومته فتقوم ؛ عدلته فتعدل . (اقرب الموارد) : زان گشت نصیرالدین لایق لقب تو کز تو علم نصرت دین راست تقوم . سوزنی . رجوع به تقویم شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تقوم اینجا را کلیک کنید

هم معنی تقوم


ترجمه تقوم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تقوم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تقویز

تقویز. [ ت َ ] (ع مص ) بسیار شدن گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تقویة

تقویة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) نیرومند کردن . (تاج المصادربیهقی ) (دهار). توانایی دادن و توانا کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیرو دادن و توانا کردن . (آنندراج ). ضد تضعیف . (اقرب الموارد). تقویت و

معنی تقون

تقون . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) تعدی کردن به زبان . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (ازتاج العروس ). || نیک ستودن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از تاج

معنی تقویت کردن

تقویت کردن . [ ت َ وِ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب )نیرو دادن . توانا کردن . قدرت دادن : خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند و تقویت کردند. (گلستان ). گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری . سع

معنی تقوف

تقوف . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) بازداشتن ، یقال : هو یتقوف علی مالی . || سخن آموزانیدن ، یقال : فلان یتقوف فلاناً فی المجلس ؛ ای یاخذ علیه فی کلامه و یقول له قل کذا و کذا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء

معنی تقولة

تقولة. [ ت ِ وِ ل َ ] (ع ص ) رجل تقولة؛ مرد نیکوسخن و بسیارگوی چرب زبان . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به تقوالة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: