مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تقوم


معنی تقوم

تقوم . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) راست شدن . (آنندراج ) (اقرب الموارد). یقال : قومته فتقوم ؛ عدلته فتعدل . (اقرب الموارد) : زان گشت نصیرالدین لایق لقب تو کز تو علم نصرت دین راست تقوم . سوزنی . رجوع به تقویم شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تقوم اینجا را کلیک کنید

هم معنی تقوم


ترجمه تقوم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تقوم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تقوی

تقوی . [ ت َ ق َ ] (اِخ ) حاج سیدنصراﷲ. از رجال دانشمند دوره ٔ اخیر قاجاریه و اوایل پهلوی است . وی بسال 1272 هَ . ش . در تهران متولد شد و در دوره های اول و دوم مجلس شورای ملی از تهران انتخاب گردید. او

معنی تقوض

تقوض . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) بیفتیدن خانه و برکنده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ویران شدن بنا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). منهدم شدن خانه . (از اقرب الموارد). رجوع به انقیاض شود. || آم

معنی تقوع

تقوع . [ ت َ ] (اِخ ) دهی است به قدس که انگبین را بدان نسبت کنند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). (خیمه زدن ). یکی از شهرهای یهودا است که در نزدیکی بیت اللحم به جنوب شرقی اورشلیم واقع بود و فعلاً آن را

معنی تقویب

تقویب . [ ت َ ] (ع مص ) زمین کندن . || از بیخ برکندن . || نشان کردن بر زمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تقوف

تقوف . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) بازداشتن ، یقال : هو یتقوف علی مالی . || سخن آموزانیدن ، یقال : فلان یتقوف فلاناً فی المجلس ؛ ای یاخذ علیه فی کلامه و یقول له قل کذا و کذا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء

معنی تقویت کردن

تقویت کردن . [ ت َ وِ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب )نیرو دادن . توانا کردن . قدرت دادن : خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند و تقویت کردند. (گلستان ). گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری . سع

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: