مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تعوث


معنی تعوث

تعوث . [ ت َ ع َوْ وُ ] (ع مص ) سرگشته گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تحیر. (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تعوث اینجا را کلیک کنید

هم معنی تعوث


ترجمه تعوث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تعوث



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تعویذ

تعویذ. [ ت َع ْ ] (ع مص ) بازداشت خواستن کسی را. (دهار) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اعاذه : اعاذةً و اعواذا؛ دعا کرد وی را به محافظت و قال له ُ اعیذک باﷲ و رقاه . یُقال : تعوذ باﷲ و استعاذ فاعاذه ُ

معنی تعنینة

تعنینة. [ ت َ ن َ ] (ع اِ) نامردی . (منتهی الارب ). تعنین . عَنانَة. عنین . عِنّینَة.عِنّینیَة. (اقرب الموارد). و رجوع به تعنین شود.

معنی تعویذ آسمان

تعویذ آسمان . [ ت َع ْ ذِ ] (اِخ ) کنایه از جوزا است و آن برج سوم است از جمله ٔ دوازده برج فلک . (برهان ). برج جوزا. (ناظم الاطباء).

معنی تعور

تعور. [ ت َ ع َوْ وُ ] (ع مص ) عاریت گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عاریت خواستن . (از اقرب الموارد). || همدیگر به نوبت گرفتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ا

معنی تعویذ کردن

تعویذ کردن . [ ت َع ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دعای دفع بلا کردن . حرز بستن . محفوظ کردن . در پناه قرار دادن . دعای دفع بلا قرار دادن : از این دیو تعویذ کن خویشتن را سخنهای صاحب جزیره ٔ خراسان . ناصرخسرو

معنی تعهددار

تعهددار. [ ت َ ع َهَْ هَُ ] (نف مرکب ) اجاره دار و دارنده ٔ شرط و عهد. (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: