مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تعوث


معنی تعوث

تعوث . [ ت َ ع َوْ وُ ] (ع مص ) سرگشته گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تحیر. (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تعوث اینجا را کلیک کنید

هم معنی تعوث


ترجمه تعوث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تعوث



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تعویذ آسمان

تعویذ آسمان . [ ت َع ْ ذِ ] (اِخ ) کنایه از جوزا است و آن برج سوم است از جمله ٔ دوازده برج فلک . (برهان ). برج جوزا. (ناظم الاطباء).

معنی تعوف

تعوف . [ ت َ ع َوْ وُ ] (ع مص ) شب در پی شکار گردیدن دد و شکار کردن وی در آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بشب گردیدن و شکار افکندن شیر. (از اقرب الموارد).

معنی تعوط

تعوط. [ ت َ ع َوْ وُ ] (ع مص ) درازگردن شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سالها باردار نگردیدن شتر ماده بی آنکه نازاینده باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تعور

تعور. [ ت َ ع َوْ وُ ] (ع مص ) عاریت گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عاریت خواستن . (از اقرب الموارد). || همدیگر به نوبت گرفتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ا

معنی تعنیف

تعنیف . [ ت َ ] (ع مص ) درشت کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درشتی کردن . (آنندراج ). نرمی نکردن با کسی . (از اقرب الموارد). || سرزنش کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ملامت نمودن . (زوزنی ). سرزنش و

معنی تعهددار

تعهددار. [ ت َ ع َهَْ هَُ ] (نف مرکب ) اجاره دار و دارنده ٔ شرط و عهد. (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: