مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تزمیر


معنی تزمیر

تزمیر. [ ت َ ] (ع مص ) نای زدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). || پر کردن مشک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || غل کردن کسی را به جامه . (از متن اللغة).

معنی تزمیر- ترجمه تزمیر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تزمیر اینجا را کلیک کنید

هم معنی تزمیر


ترجمه تزمیر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تزمیر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تزنیة

تزنیة. [ ت َ ی ِ ] (ع مص ) به زنا منسوب کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغة). به زنا منسوب کردن و زانی خواندن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد). || کار بر کسی تنگ گرفتن

معنی تزنئة

تزنئة. [ ت َ ن ِ ءَ ] (ع مص ) تنگ گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (ازاقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به تزنیة شود.

معنی تزم

تزم . [ ت ِ زِ ] (ع اِ) تزمة. دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل بُت فرانسه آورده و ظاهراً از چزمه ٔ ترکی بمعنی موزه مأخوذ شده است . رجوع به دزی ج 1 ص 146 شود.

معنی تزمل

تزمل . [ ت َ زَم ْ م ُ ] (ع مص ) خویشتن درجامه پیچیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خود را در جامه پیچیدن . (مجمل اللغة). در پیچیده شدن به جامه . (منتهی الارب ) (

معنی تزنر

تزنر. [ ت َ زَن ْ ن ُ ] (ع مص ) باریک و کوفته گردیدن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باریک شدن چیزی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || زنار پوشیدن - از لغات مولده است - (از متن ا

معنی تزمزم

تزمزم . [ ت َ زَ زُ ] (ع مص ) بانگ کردن شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). || گفتن چیزی را : ماتزمزمت به شفتای ؛ یعنی نگفتم آنرا. (از منتهی الا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: