مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تزمیح


معنی تزمیح

تزمیح . [ ت َ ] (ع مص ) کشتن زماح را که مرغی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به زماح شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تزمیح اینجا را کلیک کنید

هم معنی تزمیح


ترجمه تزمیح


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تزمیح



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تزمخر

تزمخر. [ ت َ زَ خ ُ ] (ع مص ) در خشم آمدن و بانگ برزدن پلنگ . (از منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). شکوفه آوردن و بلند شدن گیاه . (از متن اللغة). || امتلاء و اک

معنی تزمیم

تزمیم .[ ت َ ] (ع مص ) بسیار ماهار برکردن . (تاج المصادر بیهقی ). مهار در بینی شتر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).

معنی تزمة

تزمة. [ ت ِ م َ ] (ع اِ) تزم . رجوع بهمین کلمه شود.

معنی تزنگ

تزنگ . [ ت ِ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سروستان در شهرستان شیراز که در دو هزارگزی جنوب خاوری سروستان ، بر کنار شوسه ٔ شیراز به فسا قرار دارد. جلگه ای معتدل است و 129تن سکنه دارد. آب آن ا

معنی تزمل

تزمل . [ ت َ زَم ْ م ُ ] (ع مص ) خویشتن درجامه پیچیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خود را در جامه پیچیدن . (مجمل اللغة). در پیچیده شدن به جامه . (منتهی الارب ) (

معنی تزنجر

تزنجر. [ ت َ زَ ج ُ ] (ع مص ) از زنگار کلمه ٔ فارسی . زنگار گرفتن . زنگ زدن . زنگاری شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : و اذا رش علیه الخل تزنجر. (ابن البیطار ج 1 ص 145 شش سطر بآخر مانده ). و هو [ ای ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<