مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تزفی


معنی تزفی

تزفی . [ ت َ زَف ْ فی ] (ع مص ) ترسانیدن (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی تزفی- ترجمه تزفی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تزفی اینجا را کلیک کنید

هم معنی تزفی


ترجمه تزفی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تزفی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تزکیة

تزکیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) زکات مال بدادن . (زوزنی ). زکات دادن از مال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) (از مجمل اللغة) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). ||

معنی تزکیت

تزکیت . [ ت َ ] (ع مص ) پر کردن مشک . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از ناظم الاطباء). || به خشم و غضب آوردن کسی را. (از متن اللغة). || سخ

معنی تزکزک

تزکزک . [ ت َ زَ زُ ] (ع مص ) گرفتن ساز و سامان خود را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گرفتن زِکَّة خود را. (از اقرب الموارد). گرفتن زکه یعنی سلاح خود را. (از المنجد). گرفتن عده ٔ خود را. (از متن اللغ

معنی تزکیت

تزکیت . [ ت َ ی َ ] (ع مص ) تزکیة، ستودن : و این سحرها که بیدپای برهمن کرده است در فراهم آوردن این مجموعات ... از آن ظاهرتر است که در آن باب به تحسین و تزکیت حاجت افتد. (کلیله و دمنه ). و یاهیچ تکلف ر

معنی تزفیت

تزفیت . [ ت َ ] (ع مص ) بزفت بیندودن . (تاج المصادر بیهقی ). بزفت اندودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). بزفت اندودن و زفت بالکسر، قیر که در خنور و کشتی مالند تا آب نزهد از وی . (آنندر

معنی تزغوبالیق

تزغوبالیق . [ ت َ ] (اِ)ترغوبالیق . رجوع به ترغو و تزغو و ترغوبالیق شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: