مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ترکمادا


معنی ترکمادا

ترکمادا. [ ت ُ ک ِ ] (اِخ ) توماس دو. از معروفترین تفتیش کنندگان عقاید در اسپانیا بود، که بسال 1420 م . در والا دولید متولد شد و بر اثر اعمال ضد بشری شهرت فراوان یافت چنانکه نام وی با تفتیش عقاید یکی گردید. وی در سال 1498 م . درگذشت .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ترکمادا اینجا را کلیک کنید

هم معنی ترکمادا


ترجمه ترکمادا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ترکمادا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ترکک

ترکک . [ ت َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان که در 8 هزارگزی جنوب خاوری قلعه رئیسی مرکز دهستان قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و 75 تن سکنه دارد آب آن از چشمه و

معنی ترکمان

ترکمان . [ ت ُ ] (نف مرکب ) بمعنی ترک مانند است . (برهان ). ترک مانند و ماناترک . (ناظم الاطباء). و رجوع به کلمه ٔ بعد شود.

معنی ترکستان غربی

ترکستان غربی . [ ت ُ ک ِ ن ِ غ َ ] (اِخ ) ترکستان روس . قسمت اعظم این منطقه در قدیم بنام سرزمین تور، توران و خوارزم معروف بود که امروز بین افغانستان و شمال شرقی ایران و قزاقستان روس و ترکستان شرقی و م

معنی ترکضاء

ترکضاء. [ ت ِ ک ِ ] (ع اِ) رکض و بقولی راه رفتنی که در آن تبختر باشد. (از اقرب الموارد). التَرکَضی زمانی که مقصور باشد مفتوح است و چون ممدود شود مکسور باشد. راه رفتنی که در آن ترفل و تبختر باشد. (از م

معنی ترکمانچای

ترکمانچای . [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) (عهدنامه ٔ...) در اواخر سال 1241 هَ . ق .. (1828 م .) قشون دولت روس علی رغم عهدنامه ٔ گلستان که بر اساس آن بیش از نیمی از سرزمین قفقاز را در تصرف خود در آورده بود با حمل

معنی ترکمانی

ترکمانی . [ ت ُ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به ترکمان . (ناظم الاطباء). چون اسب ترکمانی ، دوغ ترکمانی و جز اینها : یکی زیغ دیدم فکنده در او نمد پاره ٔ ترکمانی سیاه . معروفی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: