مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تذاوق


معنی تذاوق

تذاوق . [ ت َ وُ ] (ع مص ) همدیگر فراگرفتن نیزه ها را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناول نیزه ها. (المنجد) (از اقرب الموارد). || چشیدن چیزی . (المنجد). چشیدن متاع را. (اقرب الموارد).

معنی تذاوق- ترجمه تذاوق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تذاوق اینجا را کلیک کنید

هم معنی تذاوق


ترجمه تذاوق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تذاوق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تذاؤن

تذاؤن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) گیاه ذؤنون چیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی تذامم

تذامم . [ ت َ م ُ ] (ع مص ) همدیگر را نکوهیدن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی تذرب

تذرب . [ ت َ ذَ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).

معنی تذبل

تذبل . [ ت َ ذَب ْ ب ُ ] (ع مص ) برفتار مردان رفتن زن باآنکه باریک بدن است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).خرامیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تبختر و تفتر

معنی تذحلم

تذحلم . [ ت َ ذَ ل ُ ] (ع مص ) فراهم آمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی تذبیر

تذبیر. [ ت َ ] (ع مص ) نبشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نوشتن کتاب را. (المنجد) (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: