مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تحیة


معنی تحیة

تحیة. [ ت َ حی ی َ ] (اِخ ) راسبیة. محدثه است . (منتهی الارب ) (قاموس الاعلام ترکی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تحیة اینجا را کلیک کنید

هم معنی تحیة

سلام : 1 تحیت، تهنیت، درود، درودگویی 2 تندرستی، سلامت 3 تعظیم، کرنش 4 احترام (نظامی) 5 مراسم اعیاد 6 ذکر
تحیات : آفرین‌ها، تحایا، تحیت‌ها، خوش‌آمدها، درودها، سلام‌ها
تحیت : 1 آفرین، درود، سلام 2 خوش‌آمد گفتن 3 درود گفتن، سلام گفتن و نفرین
درود: 1 ثنا، دعا، ستایش 2 آفرین، تحیت، دعا، سلام 3 رحمت
دعا: 1 نماز، نیایش 2 رازونیاز، مناجات، ورد 3 آفرین، تحیت، درود، سلام 4 حاجت‌خواهی، نیازطلبی 5 تعویذ 6 ثنا، ستایش، مدح و نفرین


ترجمه تحیة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تحیة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تحویم

تحویم . [ ت َح ْ ] (ع مص ) تحویم در امری ؛ همیشگی کردن در کار.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گشتن در اطراف کاری و مداومت در آن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).

معنی تحیفس

تحیفس . [ ت َ ح َ ف ُ ] (ع مص ) جنبیدن بر بسترو بی قرار بودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). غلطیدن بر خوابگاه . تحلحل . (اقرب الموارد) (قطر المحیط).

معنی تحیط

تحیط. [ ت َ ](ع اِ) قحطسال . (ناظم الاطباء). رجوع به تحوط شود.

معنی تحیش

تحیش . [ ت َ ح َی ْ ی ُ ] (ع مص ) رمیدن و ترسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).

معنی تحیط

تحیط. [ ت ِ ] (ع اِ) رجوع به تَحیط و تُحیط و تَحوط شود.

معنی تحیر

تحیر. [ ت َ ح َی ْ ی ُ ] (ع مص ) سرگشته شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). سرگشته شدن و در حیرت افتادن . (از قطر المحیط). در حیرت افتادن . (اقرب الموارد). تحیر به چیز

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: