مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تحقد


معنی تحقد

تحقد. [ ت َ ح َق ْ ق ُ ] (ع مص ) کینه گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تحقد اینجا را کلیک کنید

هم معنی تحقد


ترجمه تحقد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تحقد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تحقیق شدن

تحقیق شدن . [ ت َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) محقق گردیدن . بی گمان شدن . آشکارا شدن و به حقیقت پیوستن : تحقیق شد که ناصرخسرو غلام اوست آنکو بگویدش که دو گوهر چه گوهرند. ناصرخسرو.

معنی تحقیقاً

تحقیقاً. [ ت َ قَن ْ ] (ع ق ) بطور راستی و حقیقت و یقیناً و بدون شبهه . (ناظم الاطباء).

معنی تحقیر

تحقیر. [ ت َ ] (ع مص ) تصغیر. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). خوار کردن .(دهار). خرد و خوار داشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زبون و خوار کردن . (آنندراج ). خرد و خوار داشتن . (اقرب الموارد

معنی تحفیف

تحفیف . [ ت َ ] (ع مص ) طواف کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). گرداگرد چیزی یا کسی برآمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پوشیدن چیزی را به جامه و جز آن . (منتهی ال

معنی تحقیقانه

تحقیقانه . [ ت َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) بطور تحقیق و از روی واقعیت و حقیقت . (ناظم الاطباء).

معنی تحقق

تحقق . [ ت َ ح َق ْ ق ُ ] (ع مص ) درست شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). صحیح و درست شدن خبر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). درست و ثابت شدن خبر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<