مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تحفیل


معنی تحفیل

تحفیل . [ ت َ ] (ع مص ) گرد کردن آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جمع کردن چیزی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || زینت دادن و آراستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زینت دادن . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || چند گاه نادوشیدن گوسفند را به جهت فروختن تا بزرگ پستان و پرشیر نماید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چند گاه نادوشیدن شتر یا گاو یا گوسفند تا شیر در پستان آن جمع گردد و مشتری بدان مغرور شود. (اقرب الموارد). بستن پستان ناقه . (قطر المحیط).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تحفیل اینجا را کلیک کنید

هم معنی تحفیل


ترجمه تحفیل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تحفیل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تحفیف

تحفیف . [ ت َ ] (ع مص ) طواف کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). گرداگرد چیزی یا کسی برآمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پوشیدن چیزی را به جامه و جز آن . (منتهی ال

معنی تحکک

تحکک . [ ت َ ح َک ْ ک ُ ] (ع مص ) تحکک به چیزی ؛ وادوسیدن . و به «با» متعدی شود. (تاج المصادر بیهقی ). با کسی واکاویدن . (زوزنی ). کاویدن . تمرس . (منتهی الارب ). کاویدن . (ناظم الاطباء). || پیش آمدن

معنی تحقیق ماللهند

تحقیق ماللهند. [ ت َ قی ق ُل ِل ْ هَِ ] (اِخ ) یکی ازتألیفات گرانبهای ابوریحان محمدبن احمد بیرونی خوارزمی (362 - 440 هَ . ق .) بزرگترین دانشمند و ریاضی دان مشرق است . این کتاب را ابوریحان ظاهراً در

معنی تحکل

تحکل . [ ت َ ح َک ْ ک ُ ] (ع مص ) ستیهیدن به جهل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (قطر المحیط) (اقرب الموارد).

معنی تحقیقانه

تحقیقانه . [ ت َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) بطور تحقیق و از روی واقعیت و حقیقت . (ناظم الاطباء).

معنی تحقیراً

تحقیراً. [ ت َ رَن ْ ] (ع ق ) بطور خواری و بطوراهانت و کوچکی و حقارت . (ناظم الاطباء). با تحقیر.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<