مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تایه


معنی تایه

تایه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) دایه . (ناظم الاطباء). در تداول عوام دایه . حاضِنَة. رجوع به دایه شود.

معنی تایه- ترجمه تایه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تایه اینجا را کلیک کنید

هم معنی تایه


ترجمه تایه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تایه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تایهوکو

تایهوکو. [ هَُ ] (اِخ ) تایپه . رجوع به تایپه شود.

معنی تایی وان

تایی وان . (اِخ ) نامی است که ژاپنیها به «فرمز» میدهند. رجوع به «فرمز» شود.

معنی تاینگوطراز

تاینگوطراز. [ ] (اِخ ) رجوع به تاینگو شود.

معنی تایه

تایه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) تلی از پهن خشک برای سوخت حمام یا جز آن . || علف روی هم انباشته . خرمن سوخت حمام یا جز آن . خرمن . - تایه ٔ علف ؛ توده ٔ علف . (ناظم الاطباء). تلی از علف ، خرمن علف که برای س

معنی تایه

تایه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) نخی که تابیده شده باشد. (لسان العجم شعوری ج 1 ورق 292). رشته ٔ باریک . (ناظم الاطباء). || روشنی روغن ، هر نوع که باشد. (لسان العجم ایضاً). || جلوه ٔ ظاهری هرچیز فربهی . || جا

معنی تایمز

تایمز. (اِخ ) رودی است به کانادا (اُنتاریو) که وارد دریاچه ٔ «سن کلِر» میشود و در میان دریاچه های «هورون » و «اِریه » واقع است و لندن (کانادا) را مشروب سازد و در گذشته ، در زمان تسلط فرانسوی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: