مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تأفیک


معنی تأفیک

تأفیک . [ ت َءْ ] (ع مص ) دروغ گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به افک شود.

معنی تأفیک- ترجمه تأفیک برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تأفیک اینجا را کلیک کنید

هم معنی تأفیک


ترجمه تأفیک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تأفیک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تافیلاله

تافیلاله . [ ل ِ ] (اِخ ) رجوع به تافیلالت شود.

معنی تاق

تاق .(اِخ ) ابن اغوزخان فرزند کهتر اغوزخان ، از آباء سلاطین ترک است . رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 9 شود.

معنی تافنا

تافنا. (اِخ ) رودی به الجزایر که بسال 1837 م . بین عبدالقادر وژنرال بوژو در سواحل این رود قراردادی منعقد گردید که در آن حدود الجزایر فرانسه و نواحی متنازع فیه با امیر مذکور معین گردید.

معنی تأفیف

تأفیف . [ ت َءْ ] (ع مص ) اُف کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). اُف گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تأفیف بکسی ؛ اف گفتن بر وی از اندوه یا دلتنگی یا درد. تأفف . (از اقرب الموار

معنی تافه

تافه . [ ف ِه ْ ] (ع اِ) چیز حقیر و اندک . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حدیث : کانت الید لاتقطع فی الشی ٔ التافه . (منتهی الارب ).

معنی تأق

تأق . [ ت َ ءَ ] (ع مص ) پر شدن مشک از آب . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). پر شدن مشک . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || اندوهناک گردیدن . || پرخشم شدن . (از منتهی الارب ) (آنند

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter