مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تاق


معنی تاق

تاق .(اِخ ) ابن اغوزخان فرزند کهتر اغوزخان ، از آباء سلاطین ترک است . رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 9 شود.

معنی تاق- ترجمه تاق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی تاق

آرزومند: امیدوار، خواستار، راجی، راغب، شایق، عاشق، متمنی، متوقع، مسئلت، مشتاق، منتظر، هواخواه
آرزومندانه: امیدوارانه، بارغبت، عاشقانه، مشتاقانه
اتاق: بیت، حجره، خانه، سرا، منزل
اتاقک: کابین، کلبه
زندان: اسارتگاه، بازداشتگاه، بند، بندیخانه، توقیفگاه، حبس، دوستاق، دوستاق‌خانه، سجن، سلول، سیاهچال، محبس، هلفدونی


ترجمه تاق

اتاقک توالت: bathroom
مشتاق جنگ: battailous
یاتاقان: bearing
اتاق خواب: bedroom
تاقباز: resupine
تاق: roof


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تاق

سخن وین دایر: هرگاه سراپا مشتاق هدفی باشید و همه جوره باور داشته باشید كه می‌توانید آن را انجام دهید و از ارتكاب خطا ترس به دل راه ندهید، خواسته‌ی شما نمی‌تواند از تحقق باز ایستد.
سخن حضرت محمد (ص): كسی كه مشتاق به (رسیدن به) بهشت است به سوی كارهای نیك، می‌شتابد و كسی كه از آتش (جهنّم) می‌‌ترسد، از شهوات می‌گذرد و كسی كه منتظر مرگ است، از لذّت‌های (حرام) دست می‌كشد و كسی كه در دنیا زاهد است، مصیبت‌ها بر او آسان می‌شود.
سخن حضرت محمد (ص): بهترین مسجد، برای زنان، گوشه‌ی اتاق‌شان است. (مگر این كه رفتن به مسجد به منظور آگاهی از احكام و عقاید اسلامی ‌باشد.)
سخن بلز پاسكال: همه‌ی گرفتاری‌های انسان از این است كه نمی‌تواند تنها در اتاقی بنشیند، آرام گیرد و سكوت كند.
سخن گروچو ماركس: من تلویزیون را یك ابزار بسیار مهم فرهنگی می‌دانم، زیرا درست زمانی كه كسی دكمه‌ی آن را می‌زند، بی‌درنگ به اتاق دیگری می‌روم و كتاب می‌خوانم.

همچو مستسقى کز آبش سیر نیست *** بر هر آن چه یافتى بالله مایست‏
بى‏نهایت حضرت است این بارگاه *** صدر را بگذار صدر تست راه‏
سر طلب کردن موسى خضر را علیهما السلام با کمال نبوت و قربت‏ ***
از کلیم حق بیاموز اى کریم *** بین چه مى‏گوید ز مشتاقى کلیم‏
با چنین جاه و چنین پیغمبرى *** طالب خضرم ز خود بینى برى‏
موسیا تو قوم خود را هشته‏اى *** در پى نیکو پیى سر گشته‏اى‏
کیقبادى رسته از خوف و رجا *** چند گردى چند جویى تا کجا
آن تو با تست و تو واقف بر این *** آسمانا چند پیمایى زمین‏
گفت موسى این ملامت کم کنید *** آفتاب و ماه را کم ره زنید
مى‏روم تا مجمع البحرین من *** تا شوم مصحوب سلطان زمن‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تاقسیله

تاقسیله . [ ل َ ] (اِخ ) تلفظ ترکی تاکسیلا (تاکسیل ) است .رجوع به تاکسیلا و تاکسیل و قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی تاق

تاق . (اِ) تاغ . (فرهنگ نظام ). تاغ است و آن هیزمی باشد که آتش آن بسیار بماند. (برهان ). رجوع به تاخ و تاغ و لسان العجم شعوری و فرهنگ نظام شود. || در لهجه ٔ گناباد خراسان تاک را گویند.

معنی تاق تاق

تاق تاق . (اِ صوت ) تاغ تاغ . آواز بلند نعل کفش و نعل اسب گاه رفتن . آواز برهم خوردن چیزی .

معنی تاقسیل

تاقسیل . (اِخ ) تلفظ ترکی تاکسیل است . رجوع به تاکسیل و قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی تاق و توق

تاق و توق . [ ق ُ / تاق ْ ق ُ ] (اِ صوت ) تاق تاق . تاغ تاغ . آواز برهم خوردن تخته ها و چوبها. || آواز گشاد تفنگ و توپ از دور، نه به بسیاری و انبوهی .

معنی تأقط

تأقط. [ ت َ ءَق ْ ق ُ ] (ع مص ) قروت شدن شیر. (از منتهی الارب ). کشک شدن شیر. (از ناظم الاطباء). پینو گشتن شیر.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter