مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تافیلات


معنی تافیلات

تافیلات . (اِخ ) رجوع به قاموس الاعلام ترکی و تافیلالت شود.

معنی تافیلات- ترجمه تافیلات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تافیلات اینجا را کلیک کنید

هم معنی تافیلات


ترجمه تافیلات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تافیلات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تاق و توق

تاق و توق . [ ق ُ / تاق ْ ق ُ ] (اِ صوت ) تاق تاق . تاغ تاغ . آواز برهم خوردن تخته ها و چوبها. || آواز گشاد تفنگ و توپ از دور، نه به بسیاری و انبوهی .

معنی تأقط

تأقط. [ ت َ ءَق ْ ق ُ ] (ع مص ) قروت شدن شیر. (از منتهی الارب ). کشک شدن شیر. (از ناظم الاطباء). پینو گشتن شیر.

معنی تأفیف

تأفیف . [ ت َءْ ] (ع مص ) اُف کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). اُف گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تأفیف بکسی ؛ اف گفتن بر وی از اندوه یا دلتنگی یا درد. تأفف . (از اقرب الموار

معنی تاقدیس

تاقدیس . (اِخ ) رجوع به طاقدیس شود.

معنی تاق

تاق . (اِ) تاغ . (فرهنگ نظام ). تاغ است و آن هیزمی باشد که آتش آن بسیار بماند. (برهان ). رجوع به تاخ و تاغ و لسان العجم شعوری و فرهنگ نظام شود. || در لهجه ٔ گناباد خراسان تاک را گویند.

معنی تأقة

تأقة. [ ت َ ءَ ق َ ] (ع اِ) سختی غضب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || سرعت . (اقرب الموارد). || شتاب زدگی بسوی بدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || شدت غ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter