مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تاسه آوردن


معنی تاسه آوردن

تاسه آوردن . [ س َ / س ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) اشتیاق یافتن به شهر و کشور هنگام غربت : چون فراق آن دو نور بی ثبات تاسه آوردت گشادی چشمهات . مولوی . رجوع به تاسه شود.

معنی تاسه آوردن- ترجمه تاسه آوردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تاسه آوردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی تاسه آوردن


ترجمه تاسه آوردن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تاسه آوردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تاسوره جان

تاسوره جان . [ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، در 28هزارگزی باختر کرمانشاه قرار دارد. از راه سرآب خشکه در 2 هزارگزی میانکوه واقع شده است . دشت ، سردسیر، 158 تن

معنی تاسونی

تاسونی . [ تاس ْ س ُ ] (اِخ ) اَلِسّاندرو. شاعر ایتالیائی که در «مودن » بسال 1565 م . متولد شد و در سال 1635م . درگذشت . منشی مخصوص اکابر زمان و فرانسوای اول دوک مودن شد. مشهورترین آثارش منظومه ٔ

معنی تاسو

تاسو. [ تاس ْ س ُ ] (اِخ ) شاعر ایتالیایی (1493-1569 م .). رجوع به تاس شود.

معنی تاسن لادمی لون

تاسن لادمی لون . [ س َ دُ ] (اِخ ) موضعی است از ایالت «رون » در ناحیه ٔ لیون ، دارای 6512 تن سکنه میباشد.

معنی تاسو

تاسو. [ س ُ ] (اِخ ) طاشو. یکی از جزایر دریای سفید، از توابع دولت عثمانی و نزدیک ساحل روم شرقی بود. طولش از شمال به جنوب 28هزار گزو عرضش 20هزار گز است . زمینش کوهستانی ولی حاصلخیز و سبز و خرم است .

معنی تاسه گرفتن

تاسه گرفتن . [ س َ / س ِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) خستگی و کوفتگی (اعضای بدن و غیره ). || درماندن در رفتار از سستی . || دچار اضطراب شدن : چشم چون بستی ترا تاسه گرفت نور چشم از نور روزن کی شکفت . مولو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: