مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تاسمت


معنی تاسمت

تاسمت . [ م َ ] (معرب ، اِ) محرف تاسممت . رجوع به همین کلمه شود.

معنی تاسمت- ترجمه تاسمت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تاسمت اینجا را کلیک کنید

هم معنی تاسمت


ترجمه تاسمت


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تاسمت



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تاسنده

تاسنده . [ س َ دِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دهشال بخش آستانه ٔ شهرستان لاهیجان ، در 16هزارگزی خاور آستانه و 4هزارگزی دهشال واقع است . بصورت جلگه ،معتدل و مرطوب میباشد و 265 تن سکنه دارد. آب آن ازاست

معنی تاسلغة

تاسلغة. [س َ غ َ ] (معرب ، اِ) گلوبولاریا الیپوم . (دزی ج 1 ص 138). رجوع به تاسلغا شود.

معنی تاسن

تاسن . [ س َ ] (اِخ ) از قراء غزنه . (معجم البلدان ج 1 ص 353) (مرآت البلدان ج 1 ص 337). در مراصد الاطلاع ص 91 «تاسم » بهمین معنی آمده است و آن اشتباه است .

معنی تاسن لادمی لون

تاسن لادمی لون . [ س َ دُ ] (اِخ ) موضعی است از ایالت «رون » در ناحیه ٔ لیون ، دارای 6512 تن سکنه میباشد.

معنی تاسنژ

تاسنژ. [ س َ ] (اِخ ) جزیره ٔ متعلق به دانمارک . رجوع به تاسینکه شود.

معنی تاسمانیا

تاسمانیا. (اِخ ) تاسمانی . رجوع به همین کلمه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: