مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تاج الدین


معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمودبن الحواری لغوی ، وی تا سال 580 هَ . ق . حیات داشت . او راست : «ضالة الادیب فی جمع بین الصحاح و التهذیب » که در آن بر جوهری انتقادهایی دارد. (کشف الظنون چ 1 استانبول ج 2 ص 83).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تاج الدین اینجا را کلیک کنید

هم معنی تاج الدین


ترجمه تاج الدین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تاج الدین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمودبن علاءالدین محمد برادر صدرالدین مسعود از اولادان جمال الملک از احفاد خواجه نظام الملک . رجوع به تاریخ بیهق ص 77 و 78 شود.

معنی تاج الدین

تاج الدین . [جُدْ دی ] (اِخ ) (سلطان ...) محمود، پادشاه کرمان که سیف اسفرنگ او را مدح کرده است . از آن جمله گوید: تاج دین محمود شاه سند و کرمان آنکه هست ملک و ملت را معین و دین و دولت را نصیر. رجوع ب

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) مؤمنی . حمداﷲ مستوفی در تاریخ گزیده در ترجمه ٔ احوال قبائل قزوین آرد:... مؤمنان ،مردمی صاحب مال و جاه بودند از ایشان صاحب مرحوم خواجه تاج الدین مؤمنی در د

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) (شیخ ...) هندی . شیخ طریقت ابراهیم احسائی از فقهای قرن یازدهم بوده است .

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) (سید...) موسی از رجال دوران سلطان معزالدین بهرامشاه بن اقتمش . خواندمیر در حبیب السیر در ترجمه ٔ احوال بهرامشاه آرد:... بدرالدین سنقر بجهتی بدهلی باز آمد و سلطان از وی خ

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) مروزی . رجوع به طاهربن محمد حدادی مروزی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: