مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی تاج الدین


معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمودبن الحواری لغوی ، وی تا سال 580 هَ . ق . حیات داشت . او راست : «ضالة الادیب فی جمع بین الصحاح و التهذیب » که در آن بر جوهری انتقادهایی دارد. (کشف الظنون چ 1 استانبول ج 2 ص 83).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد تاج الدین اینجا را کلیک کنید

هم معنی تاج الدین


ترجمه تاج الدین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه تاج الدین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن محمدبن احمد السیف معروف به فاضل اسفراینی متوفی بسال 684هَ . ق . او راست : لب الالباب یا لباب در علم نحو و شرح مصباح . رجوع به فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ عالی سپهسال

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن محمدبن ابراهیم کازرونی ملقب به حاج هراس . او راست : «بحر السعادة» فارسی مشتمل بر دوازده باب در عبادات واخلاق تألیف این کتاب در شعبان سال 901 هَ . ق . پایان یافت

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) مؤمنی . حمداﷲ مستوفی در تاریخ گزیده در ترجمه ٔ احوال قبائل قزوین آرد:... مؤمنان ،مردمی صاحب مال و جاه بودند از ایشان صاحب مرحوم خواجه تاج الدین مؤمنی در د

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) مکی . رجوع به تاج الدین بن احمدبن ابراهیم ... شود.

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمودبن علاءالدین محمد برادر صدرالدین مسعود از اولادان جمال الملک از احفاد خواجه نظام الملک . رجوع به تاریخ بیهق ص 77 و 78 شود.

معنی تاج الدین

تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن علی البار نباری الشافعی ملقب به طویر اللیل . وی در فقه و اصول و عربی و منطق فاضل بود. در سال 654 هَ . ق . متولد شد و در نزد اصفهانی شارح محصول اشتغال بتحصیل جست و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<