مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طیفور


معنی طیفور

طیفور. [ طَ ] (اِخ ) (ملک ...) انجدانی . برادر مهتر ملا داعی انجدانی است و از تلامذه ٔ شیخ عبدالعال و مولانا فتح اﷲ معز است و اول ِ حال کسری تخلص میکرده بعد از آن مدتی در قزوین مانده و ملک تخلص میکرده . بهر حال این یک بیت ممتاز از او ملاحظه شد. گویند بعد از آنکه میرزا ملک قمی بهندوستان رفته بود جمعی این شعر را به او اسناد میدادند، ملک طیفور قاصدی به این خصوص بهند فرستاده از میرزا ملک قمی حجتی صادر کرده مدعیان را ساکت ساخته و شعر را مالک شد. این است : خون چکان است ملک تیغ ستم میترسم که پی آخر به در خانه ٔ قاتل برود. (آتشکده ٔ آذر). و نیز رجوع به ص 88، 169، 170، 177 ترجمه ٔ ج 4 تاریخ ادبیات ایران از رشید یاسمی شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طیفور اینجا را کلیک کنید

هم معنی طیفور


ترجمه طیفور


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طیفور



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طیفوس الشکل

طیفوس الشکل . [ سُش ْ ش َ ] (ع اِ مرکب ) شبه طیفوس . تیفوئید .

معنی طیفور

طیفور. [ طَ ] (اِخ ) (...قلعه ) قلعه ای است از قلاع ارجان از کوره ٔ قبادخره ٔ فارس . (نزهة القلوب چ اروپا ص 130).

معنی طیفوری

طیفوری . [ طَ ] (اِخ ) نام دیگر از رودخانه ٔ گرگان است که مقدسی نیز ذکری از آن میکند. (سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 91).

معنی طیفکان

طیفکان . (اِخ ) دهی است از دهستان سیاهو از بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در 104 هزارگزی شمال خاوری بندرعباس و 7 هزارگزی شمال راه مالرو گهره به سیاهو. کوهستانی و گرمسیر با 309 تن سکنه . آب آن از چشمه . مح

معنی طیفور

طیفور. [ طَ ] (اِخ ) رجوع به «ابومنصور طیفور طیب » شود.

معنی طیفوریة

طیفوریة. [ طَ ری ی َ ] (ع اِ) ظرف توگود. (دزی ). رجوع به طیفور شود : فاتی علی الزله ، و رفع الطیفوریة فازعةً. (معجم الادباء مارگلیوث ج 1 ص 400).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: