مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طیب اﷲ روضته


معنی طیب اﷲ روضته

طیب اﷲ روضته . [ طَی ْ ی َ بَل ْ لا هَُ رَ ض َ ت َه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) هنگام بیاد آوردن مردی ازجهان رفته گویند، یعنی پاکیزه گرداناد خدای مرغزار او را (کنایه از مرقد).

معنی طیب اﷲ روضته- ترجمه طیب اﷲ روضته برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طیب اﷲ روضته اینجا را کلیک کنید

هم معنی طیب اﷲ روضته


ترجمه طیب اﷲ روضته


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طیب اﷲ روضته



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طیب آباد

طیب آباد. [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد در 38 هزارگزی شمال الیگودرز و 32هزارگزی شوسه ٔ ازنا به دورود. جلگه و معتدل با 773 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غل

معنی طیب و مطیب

طیب و مطیب . [ طَی ْ ی ِ ب ُ م ُ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) هر دو پسران نبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم . و در مردم نام ایشان طیب و طاهر مشهور است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به طیب بن محمد (ص ) شود.

معنی طیبات

طیبات . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) نام مرکز بلوک پائین ولایت باخرز از ولایت باخرز و خواف خراسان واقع در جنوب کاریز. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 198). درفرهنگ جغرافیائی ایران آمده است : نام یکی از بخشهای تابعه ٔ

معنی طیب

طیب . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمد الباهلی . مرزبانی در کتاب «الموشح » در چندین مورد نام وی را برده و از مطاوی کتاب مذکور چنین استنباط میشود که وی یکی از روات اشعار و علمای نقدالشعر بوده است . رجوع ب

معنی طیب کسب

طیب کسب . [ ک َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) زهد. (منتهی الارب ).

معنی طیب

طیب . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن ابراهیم الذهلی ، کنیتش ابومحمد و معروف به ابوحمدون دلال و یکی از مشاهیر قُراء و صلحاء زهاد بوده . از کسائی قرائت روایت میکرد، همچنین از یعقوب حضرمی ،و نیز از

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter