مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طیب الاداء


معنی طیب الاداء

طیب الاداء. [ طَی ْ ی ِ بُل ْ اَ ] (ع ص مرکب ) کنایه است از خوش آواز و خوشگو. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || خوش رفتار. خوشخوی . خوش ادا : بحکم آنکه خلقی داشت طیب الادا و خلقی کالبدر اذا بدا. (گلستان سعدی ). نه کودکی بدیعالصوت طیب الاداء بودم تا اکنون بسبب بلوغ آن هنر بیفروغ و دعویم دروغ گردد. (انجمن دانش وقار ص 139).

معنی طیب الاداء- ترجمه طیب الاداء برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طیب الاداء اینجا را کلیک کنید

هم معنی طیب الاداء


ترجمه طیب الاداء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طیب الاداء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طیبة

طیبة. [ ی َ ب َ ] (ع ص ) کار بی دغا و فریب . یقال : سبی ٌ طیبة، ای بلا غدر و نقض عهد. (منتهی الارب ). برده ای که در او هیچ شبهت نباشد. (مهذب الاسماء).

معنی طیباریوس

طیباریوس . (اِخ ) دومین شاهنشاه و قیصر روم ، پسر لیوی و پسرخوانده ٔ اگوست . مردی باقابلیت و پادشاهی متنور و مُحتاط بود لکن بواسطه ٔ آنکه وزیروی (سِژان ) وی را سخت زیر نفوذ خویش داشت خصلت بدگمانی در

معنی طیب و مطیب

طیب و مطیب . [ طَی ْ ی ِ ب ُ م ُ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) هر دو پسران نبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم . و در مردم نام ایشان طیب و طاهر مشهور است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به طیب بن محمد (ص ) شود.

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) دهیست نزد زرود. || نام زمزم . || نام مدینه ٔ منوره . یثرب . مدینةالسلام . رجوع به طابة شود. (منتهی الارب ).

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (ع ص ) حلال . || روا. || شراب صافی و خالص آن . (منتهی الارب ). || (مص ) حلال شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || خوش شدن . || خوش بوی شدن . || پاکیزه شدن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی طیب شاه

طیب شاه . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) لقبش جلال الدین و نهمین پادشاه از ملوک شبانکاره است که از سال 664 تا 681 هَ . ق . در فارس فرمانروائی داشته است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: