مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی طیب آباد


معنی طیب آباد

طیب آباد. [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد در 38 هزارگزی شمال الیگودرز و 32هزارگزی شوسه ٔ ازنا به دورود. جلگه و معتدل با 773 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و لبنیات و تریاک و چغندر و پنبه . شغل اهالی زراعت و گله داری . راه آن اتومبیل رو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

معنی طیب آباد- ترجمه طیب آباد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد طیب آباد اینجا را کلیک کنید

هم معنی طیب آباد


ترجمه طیب آباد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه طیب آباد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی طیب

طیب . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) بامخرمة. رجوع به بامخرمه طیب بن عبداﷲبن احمد شود.

معنی طیب الریح

طیب الریح . [ طَی ْ ی ِ بُرْ ری ] (ع اِ مرکب ) رشته هائی که در میان گل فاخور است .

معنی طیبات

طیبات . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش طیبات شهرستان مشهد در 144 هزارگزی جنوب مشهد سر راه هرات . جلگه و گرمسیر با 4708 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات و تریاک و زیره ٔ سبز، منداب و میو

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) دهیست نزد زرود. || نام زمزم . || نام مدینه ٔ منوره . یثرب . مدینةالسلام . رجوع به طابة شود. (منتهی الارب ).

معنی طیبة

طیبة. [ ب َ ] (اِخ ) بنت العجاج المجاشعی ، عیال فرزدق شاعر. رجوع به حاشیه ٔ ج 4 عیون الاخبار ابن قتیبه چ دار الکتب المصریه شود.

معنی طیباریوس

طیباریوس . (اِخ ) دومین شاهنشاه و قیصر روم ، پسر لیوی و پسرخوانده ٔ اگوست . مردی باقابلیت و پادشاهی متنور و مُحتاط بود لکن بواسطه ٔ آنکه وزیروی (سِژان ) وی را سخت زیر نفوذ خویش داشت خصلت بدگمانی در

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter